اقتصاد مقاومتی؛ تولید - اشتغال | شنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۶

الزام ها و بایسته های رسانه دینی - صفحه محتوایی خبر

 

 

مشاهده خبر

« بازگشت

الزام ها و بایسته های رسانه دینی

 تعاملات دين و رسانه، امروزه مورد توجه اغلب صاحب‌نظران عرصه رسانه قرارگرفته و بستر مناسبی را برای ورود به مطالعات و تحقيقات در زمينه رسانه دينی فراهم آورده است.

رسانه‌ها بعنوان جزئی مهم در جوامع امروزی از پيچيدگی زيادی برخوردارند. در ميان رسانه‌های ارتباط جمعی، کمتر رسانه‌ای را می‌توان پيدا کرد که دارای محدوديت‌هايی خاص و مشی مشخص درون سازمانی نباشد، چرا که رسانه‌ها برای انسان ها و توسط انسان ها ساخته و مديريت می‌شوند.

از آنجا که مسائل و مناسک دينی، بخشی از دغدغه‌های مخاطبان رسانه‌ها را تشکيل می‌دهد طبيعی به نظر می‌رسد که رسانه‌ها هم بعنوان بخش مهمی از زندگی اجتماعی به سراغ موضوعات دينی بروند و حتی متوليان امر دين هم برای رسيدن به نقطه مطلوب آرمانی روی رسانه‌های جمعی حساب ويژه‌ای باز کنند.

رسانه های جمعی، افزون بر آن که ابزاری برای سرگرمی افراد جامعه هستند، وسیله مناسبی برای پرورش اندیشه ها و بارور کردن امور معنوی جامعه به شمار می آیند. رسانه ملی به عنوان مهمترین و پر مخاطب ترین رسانه حاکم بر فضای ارتباطی کشور، اگر چه به عنوان رسانه‌اي جمعي، از اين امتياز در شکل‌دهي و تأثيرگذاري بر فرهنگ جامعه برخوردار است امّا به دليل پيچيدگي‌هاي خاص فرآيندهاي ارتباط جمعي و مديريت پيام، نیازمند دقت، تفکر و تأملي عميق و شايسته مي‌باشد.

alt

صدا و سیمای مراکز نیز به تبع سیاست های سازمانی، در راستاي تحقق مصداقي رسانه ديني يعني رسانه‌اي که عملکردش منجر به گسترش ارزش‌هاي دين و انقلاب در فرد و جامعه شود و بستر ساز بندگي فردي و اجتماعي در جهت تقرب الهي ‌باشد، نيازمند مشخص شدن افق های جدیدی در طراحی و مدیریت پیام و بازتعریف مجددی از یک الگوی معیار، تحت عنوان الگوی رسانه دینی است.

 این مقاله تلاش دارد، ضمن بررسی تعامل دو نهاد دین و رسانه و تعریف کارکردهای رسانه دینی، الزام ها و بایسته های طراحی مدل رسانه دینی را تبیین و عرضه نماید.

 

1- بررسی تعامل دین و رسانه

نگاه متقابل و تاثیر دو سویه دین و رسانه نسبت به یکدیگر از جمله موضوعاتی است که از دیدگاه های گوناگون مورد توجه و بررسی محققان و پژوهشگران رسانه های جمعی قرار گرفته است.

از دیدگاه دانشمندان دین و متدینّین پرسش این است که حکم دین در مواجهه با این پدیده نوظهور (رسانه) چیست؟ و باید با آن چگونه روبرو شد؟ آیا می توان (یا باید) برای تحقق مقاصد دین از این پدیده بهره گرفت؟ در صورت لزوم، چگونه؟ آیا ریختن پیام معنوی و قدسی دین، در ظرفی که محصول تمدن جدید است از معنویت و قدوسیت آن نمی کاهد و در نهایت منجر به دنیوی شدن دین (به معنای فرو نهادن شآن باطنی و الهی آن) نمی گردد؟ ضوابط و دستورات دینی در رابطه با کارکردهای مختلف رسانه ها کدام است؟ اینها برخی از سوالات اساسی و مهمی است که ذهن اندیشمندان حوزه دین در زمینه مواجهه با پدیده نوظهور رسانه را به خود مشغول کرده است.

برای تعریف «رسانه» مشکل چندانی وجود ندارد، مقصود از رسانه، در این مقاله وسایل ارتباط جمعی جدید است که به عنوان یکی از مظاهر تمدن نوین شناخته می شود.

به اعتقاد محققان، دین به رسانه از دو زاویه می نگرد؛ یکی آنکه ابزاری برای انتقال و گسترش پیام آن است و دیگر آنکه، به عنوان واقعیتی از زندگی بشر چه بایدها و نبایدهایی را باید رعایت کند. به عبارت دیگر، دین با احکام خود برکارکرد و محتوای رسانه ها اثر می گذارد.

بطور کلی دين، مجموعه‏ اي از معارف نظري و عملي شامل عقايد و باورها، اخلاقيات، رهنمودهاي معطوف به سلوك عبادي و عرفاني و احكام ناظر به رفتارهاي فردي و اجتماعي است كه در راستاي نيل به اهداف متعالي ، تدوين و تنظيم شده است. بازرترين ويژگي و وجه تمايز اين‏ مجموعه ‏معارف ‏از ساير معارف، «قدسي بودن» آنهاست .

دین با هر تعریفی که از آن داشته باشیم، از جنس پیام است. ریشه دین، بینش ها است و نتیجه آن در گرایش ها و عملکردها آشکار می شود و از این رو، گسترش طلبی، خصیصه ذاتی آن است. دین می خواهد بگوید که انسان ها چگونه بیندیشند و چگونه عمل کنند و این جز با یافتن مخاطب معنی ندارد. ماهیت و حیات فکر، اندیشه و اعتقاد با نشر و گسترش آن رابطه ای تنگاتنگ دارد. اندیشه ای که به دنبال یافتن مخاطب و گسترش پیام خویش نباشد، یا به «درستی » خویش بی اعتماد است و یا به «تداوم» خود بی علاقه. به همین دلیل است که مفهوم دین (بطور کلی) با مفهوم پیامبری و تبلیغ گره خورده است. دین اسلام نیز خود را «پیام» ی می داند که بردل های آماده مخاطبان مستعد، «ارسال» می شود و آنان نیز به نوبه خود باید «نبی» و «پیامبر» ی برای همه آدمیان باشند و همه را دعوت به شنیدن این پیام، پذیرش و در نهایت بسط بیشتر آن کنند. بنابراین دین به رسانه به عنوان ابزاری برای ادامه حیات و گسترش پیام خویش نگاه می کند.

اما در سوی دیگر، رسانه نیز مانند بلندگویی است، که صدای دین را به دیگران می رساند و از این باب است که دین برای آن احترام قائل است. اهتمام همه ادیان بشری و الهی به تشریع آیین ها و عبادت های جمعی، گفتن و شنیدن پندها و درس های مورد نظر، ترویج ساخت، توسعه و آبادانی مکانهای مذهبی، تشویق به قرائت «کتاب مقدس» و آموزش آن، نمونه هایی از علاقه دین به بهره مندی از توانایی رسانه ها است.

اما در ترکيب رسانه دينی، سخن از دو نهاد است؛ که دارای وجوه اشتراک و افتراق زيادی هستند. اينکه هر دو بعنوان نهادی اجتماعی و تاثيرگذار بر فرهنگ مطرح می‌شوند، ديدگاه درستی است، اما بايد به ياد داشته باشيم که دين امری است سنتی و رسانه مقوله‌ای است مدرن، بنابراين ترکيب اين دو را می‌‌توان به نوعی ترکيب سنت و مدرنيته خواند و يا بهتر است بگوييم استفاده سنت از مدرنيته برای بقا و تداوم خويش. لذا در اصطلاح رسانه دينی به جرات می‌توان گفت، که دين اصل است و رسانه فرع، چرا که دين مي‌خواهد خود را بوسيله رسانه معرفی کند.

حال بايد ديد که رسانه‌ها با چه رويکردی می‌توانند به مقوله دين وارد شوند، تا برای مخاطبان خویش تاثيرگذار باشد. دين به مثابه آبی است که قرار است در ظرف رسانه برای تشنگان واقعی جهان عرضه شود و روح آنها را صيقل دهد. متوليان امر رسانه زمانی در اين مهم موفق می‌شوند، که آنرا خالص و گوارا و در ظرفی زيبا و دلچسب نشان دهند.

مرحوم استاد شهید مرتضی مطهری، نه تنها استفاده از رسانه های جدید را ممکن، بلکه ضروری می داند و معتقد است: « وسایل هدایت، هر زمانی مخصوص خود آن زمان است».

امام خمینی (ره) نیز در خصوص حکم فقهی استفاده از رادیو، تلویزیون و دیگر وسایل ارتباط جمعی جدید، چنین نوشته اند:

« این وسایل نوپیدا، هم کارکرد حلال عقلایی و هم کارکرد حرام غیر مشروع دارند. هر کدام از این کارکردها حکم خاص خود را دارد. بنابراین انتفاعاتی نظیر اطلاع رسانی، ارشاد و مانند آن از رادیو و نشان دادن تصویرهای مجاز برای آموزش حرفه های حلال، یا نمایش کالاهای حلال یا نشان دادن شگفتی های آفرینش در خشکی ها و دریاها، مانعی ندارد. اما انتفاعاتی نظیر شنیدن غنا و پخش آن یا چیزهای دیگری که مغایر شریعت مطهره است، جایز نیست ؛ مثل آنکه احکام صادره از منابع بی صلاحیت که مغایر احکام دین است از آنها پخش شود، یا چیزهای دیگری که مخالف دین و موجب فساد عقیده و اخلاق مردم گردد.»

بنابراین استفاده از رسانه به مثابه ابزاری برای انتقال پیام از سوی دین طبیعی است و از این جهت منع اصولی وجود ندارد؛ چرا که رسانه ها، در مادی گرایانه ترین تفسیر، خود را ابزار بی طرفی برای انتقال هر پیامی می دانند که دین هم از جمله آنهاست.

آنچه مشخص است اینکه رسانه، تکنولوژی مباحی است که می توان آن را در مسیر رشد و تکامل انسان به کار برد و هم امکان بکارگیری آن در مسیر اغواء و گمراهی افراد وجود دارد.

 

2- ضرورت های ورود دین به عنوان محور فعالیت رسانه ای

اشاعه ارزش های مورد تایید دین، یکی از مهمترین ضرورت های ورود دین به عنوان محور فعالیت های رسانه در جامعه اسلامی است.

دین، نه تنها از رسانه برای اشاعه ارزش های مورد تایید خود بهره می برد، بلکه بر دیگر کارکردهای رسانه و شیوه رفتار آن هم تاثیر می گذارد. میزان این تاثیر به قلمروی نفوذ دین و حوزه ای بستگی دارد، که دین برای مداخله و صدور حکم، خود را صالح می داند. بنابراین اسلام به عنوان دینی که خود را مسئول تنظیم همه بخشهای زندگی فردی و اجتماعی بشر می داند، به خود حق می دهد (یا برای خود وظیفه قائل است)، که در همه عرصه های کار رسانه ای دارای قواعد ارشادی یا الزامی باشد. برای نمونه، پر کردن اوقات فراغت، سرگرمی، ایجاد نشاط و ارائه برنامه های شاد و تفریحی از اصلی ترین وظایف رسانه های همگانی است.

«قانون خط مشی کلی و اصول برنامه های سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران» که در تاریخ 17 تیر ماه سال 1361 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است، مثال گویایی برای تاکید و جایگاه دین و فضائل دینی در رسانه است.

 قانون مذکور پس از اشاره به رسالتی که برای رسانه ها در مقدمه قانون اساسی در نظر گرفته شده است، نتیجه می گیرد که: «صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران می بایست ... زمینه را برای رشد و شکوفایی استعدادها و باروری خلاقیت های انسان تا مرز خلیفه الهی آماده نماید.» .

اما همین قانون پس از بیان این اهداف بلند معنوی، تاکید می کند که «رسالت دیگر این رسانه پاسخگویی به نیازهای تفریحی جامعه و بارور ساختن اوقات فراغت عمومی از طریق اجرای برنامه های سالم و تفریحی است، تا در سایه شادابی تن و روان، سلامت و آرامش فکری جامعه تامین گردد.» و به همین منظور اجرای برنامه های تفریحی سالم و شادی آفرین را از خط مشی های کلی و اصول برنامه های این سازمان قلمداد می کند.

ناگفته پیداست که دنبال کردن هدف های مذکور، موجب آن می شود که برنامه های طنز و سرگرمی به دو نوع «سالم» و «ناسالم» و یا به تعبیر علمای اخلاق «ممدوح» و «مذموم» تقسیم شود. این تقسیم بندی، نتیجه همان بینش دینی است که می گوید انسان موجودی است هدفمند، همانگونه که جامعه نیز از نظر قرآن باید به سوی هدف خاصی حرکت نماید.


3- مزایای ورود دین در دنیای رسانه

بدون شک، دين با عنايت به ظرفيت دروني، شرايط و موقعيت اجتماعي و امكان‏ يابي مشاركت در فرايند ارتباطات جمعي، مي‏ تواند در روند كلي فعاليت‏ هاي رسانه و جنبه‏ هاي مديريتي، شكلي و محتوايي برنامه ‏ها و سياست‏ هاي حاكم نقش تعيين‏ كننده ای ايفا كند. به بيان ديگر، دين نه تنها از رسانه براي اشاعه ارزش‏ هاي مورد تأييد خود بهره مي‏ برد، بلكه بر ديگر كاركردهاي رسانه و شيوه رفتار نیز تأثير‏گذار است. ميزان اين تأثير به نفوذ دين و حوزه‏اي بستگي دارد كه دين براي مداخله و صدور حكم خود، صالح مي‏ داند. بنابراين، ديني كه خود را مسئول تنظيم همه بخش‏ هاي زندگي فردي و اجتماعي بشر مي ‏داند، به خود حق مي‏ دهد (يا براي خود وظيفه قائل است) كه در همه عرصه‏ هاي كار رسانه‏ اي، ‏داراي قواعدارشادي و يا الزامي باشد.

با عنایت به مطالب گفته شده، برخی از مهم‏ترين مزایای ورود دین در حوزه رسانه را می توان شامل حوزه های زیر عنوان کرد:

1-3- اعطاي جهان‏ بيني و نظام ارزشي متناسب به سياست‏گذاران، مالكان، مديران، گردانندگان و برنامه‏ سازان رسانه؛

در این مورد، سامان‏دهي هنجاري به فعاليت رسانه از طريق تعيين بايدها و نبايدهاي مشخص و ارائه معيارهاي هدايتگر، تنظيم رژيم حقوقي و نظام‏نامه اخلاق حرفه ‏اي متناسب با ضرورت‏ ها، نيازها و اقتضائات رسانه، از مهمترین مزایای ورود دین به عرصه رسانه محسوب می گردد. به بيان ديگر، دين مي‏ تواند از موضعي هدايت‏گرايانه و ارشادي و با تكيه بر اصول و معيارهاي معين، رسانه را به انجام برخي فعاليت‏هاي ترغيب و از انجام برخي اقدامات به دليل آثار و پيامدهاي خاص برحذر دارد.

اقداماتي همچون اقناع‏ سازي منفي، ذهن‏ شويي و تلقين، اغواء و فريب، دروغ‏پردازي و شايعه ‏پراكني، تحريف و سانسور غيرموجّه، ورود به حريم خصوصي افراد، تبليغات مصرف‏گرايانه، جنگ رواني، تخريب ارزش‏ ها، ترويج منكرات، دامن زدن به انحرافات و كج‏روي‏ ها، سرگرم‏سازي غفلت‏ انگيز، كليشه‏ سازي، تقويت فردگرايي افراطي، مسئوليت ‏زدايي از توده‏ ها، اخلال در نظم اجتماعي و امنيت عمومي، مخفي كاري و توجيه مظالم ارباب قدرت، دين‏ ستيزي و دين‏ گريزي و... از شاي ع‏ترين آسيب‏ هاي رسانه‏ اي است كه دين نسبت بدان مواضع قاطع و صريحي اتخاذ كرده است.برخي از اين آسيب‏ ها اينك به رويه معمول و سيره جاري رسانه‏ هاي فعال در برخي جوامع سكولار تبديل شده ‏اند.

 2-3-کمک به ارتقاء و رشد فضایل انسانی و اخلاقیات در جامعه:

رسانه دینی، در صورت تحقق با استفاده از برخی کارکردهای دین نظیر هدايت، ارشاد، ابلاغ، تعليم، انذار، تبشير، دعوت، اصلاح، امر به معروف و نهي از منكر، مصلحت و... می تواند بخش قابل توجهی از نیازهای اساسی و بنیادی مخاطبان را پاسخگو و در راستای تامین مصالح و منافع عمومی و معنوی جامعه مخاطب و در خدمت به رشد و اعتلای آنان موثر باشد.

دين همچنين از طريق توصيه‏ هاي اخلاقي و الزامات حقوقي، رسانه را در مسير نيل به اهداف و آرمان ‏هاي متعالي مساعدت كرده و ميزان تعهدمندي و مسئوليت‏ پذيري آن در قبال ارزش ‏ها و ايده‏ آل‏هاي عام بشري را افزايش مي ‏دهد .

 3-3- اصلاح زیرساخت ها و استراتژی های فعالیت رسانه:

دين مي ‏تواند در اصلاح برخي زيرساخت‏ ها و استراتژي‏ هاي فعاليت رسانه، سياست‏گذاري و برنامه ‏ريزي، تعيين نقش و رسالت اجتماعي رسانه، نوع نگاه به مخاطب و نيازهاي او، اهداف مورد نظر از فعاليت رسانه‏ اي، ارزشيابي و سنجش اعتبار برنامه ‏ها، تعيين اولويت‏ ها، نوع حساسيت نسبت به آثار و نتايج محتمل برنامه‏ ها و... تأثيرات تعيين‏ كننده داشته باشد.

4-3- غنی سازی و ارتقای کیفی محصولات رسانه ای:

دين مي‏ تواند به عنوان يك ذخيره فرهنگي در غني‏ سازي و ارتقاي كيفي محصولات رسانه‏ اي مورد استفاده واقع شود.

دين، علاوه بر تأثيرات تعيين‏ كننده مزبور و ارائه رهنمودهاي هدايتگر، در برخي موارد نيز با اعمال سياست‏ هاي نظارتي و كنترلي و تعيين خطوط عبورناپذير، روند عادي فعاليت رسانه را تا حدي محدود مي‏ سازد .

 از جمله مصاديق اين سياست بازدارنده، نحوه برخورد دين با مقوله سرگرمي يعني مهم‏ترين كاركرد رسانه‏ هاي نوين در زمينه تأمين برخي نيازهاي عاجل انسان معاصر است.

رسانه‏ ها به دليل برخي ضرورت‏ ها و الزامات جامعه نوين، كاركرد سرگرمی و تفریح را در زمره كانوني‏ ترين فعاليت‏ هاي خدماتي خود جاي داده اند و از همه امكانات لازم نيز جهت بسط كمّي و كيفي آن متناسب با انتظارات بهره مي‏ گيرند. اما شدت اهتمام رسانه به اين مقوله، آن را در بسياري موارد به ورطه افراط و زياده ‏روي سوق داده است. اما واقعیت آن است که اگر خوش طبعی و بذله گویی بخواهد صرفاً برای گذران بیهوده عمر پر بها به کار آید و نتیجه ای جز غفلت و سبک مغزی، بدگویی، کینه انگیزی، آبروریزی و خواری نداشته باشد، چنین لودگی هایی نه تنها سبب آرامش خاطر و آمادگی برای رسیدن به کرامت انسانی نیست، که بذر دشمنی ها و آغاز سقوط از مقام والای خردمندی است و همین نوع از مزاح است که در تعدادی از روایات نکوهیده شده وممنوع گردیده است. آنچه گفته شد نمونه ای از تاثیر دین بریکی از کارکردهای اصلی رسانه هاست. به این ترتیب، تاثیر دین بر کارکردهای دیگر رسانه نیز، نظیر اطلاع رسانی، ارشاد و آموزش، حائز اهمیت و ضروری است.

 4- رسانه دینی، تعاریف، کارکردها و نقش ها

از «رسانه ديني» برداشت‏ هاي مختلفي وجود دارد. مهم‏ترين تلقّي‏ هاي ارائه شده از يك رسانه ديني عبارتند از: رسانه داراي مضمون و محتواي برگرفته از منابع ديني، رسانه ی داراي شكل، محتوا و هدف ديني، رسانه ی داراي نقش ايدئولوژيك در تبليغ و ترويج دين، رسانه ی داراي جهت‏گيري ديني، رسانه ی همسو با اهداف و آرمان‏ هاي ديني، رسانه ی انعكاس ‏دهنده فرهنگ و رسوم پذيرفته شده جامعه يا گروه مؤمنان، رسانه‏ هاي وابسته به سازمان‏ ها و مراكز ديني .

alt

 شكي نيست كه رسانه‏ ها ميانجي دين مي‏ شوند. رسانه‏ ها روش منحصر به فردي هستند كه هر فرد، گروه يا نهاد امروزي مي‏ تواند [به وسيله آن] مسير خود را در درون قلمرو عمومي گفتمان سياسي، فرهنگي يا اجتماعي بيابد.

اگر دين را به معناي راه و رسم زندگي بدانيم، هيچ امري خارج از دين معنا ندارد. ‌ از طرفي، دين معناي خاصي نيز دارد؛ مانند مناسك،‌ احكام، معارف و اخلاق ديني. در اين بخش هم رسانه مي‌تواند با تحقيقات، اولويت‌بندي‌ها و سياستگذاري‌هاي مناسب،‌ پاسخگوي نيازها و سلايق مختلف مخاطبان خود باشد.‌ مثلا اگر در جامعه‌اي تقاضاي آشنايي عميق‌تر با معارف ديني وجود داشته باشد، رسانه هم بايد به آن بپردازد؛ چه در قالب يك شبكه‌ اختصاصي ديني، چه در قالب برنامه‌هاي متفاوت در شبكه‌هاي عمومي‌.

بدين صورت، هم نيازهاي تخصصي مخاطبان و هم نيازهاي عمومي‌ آنها در قالب شادي، غم،‌ داستان، سريال و غيره پاسخ داده مي‌شود؛ ضمن اينكه نبايد فراموش كرد كه به دليل فطري بودن اصل دين، هيچ مفهوم والاي انساني خارج از دايره‌ دين قرار نمي‌گيرد. بنابراين تمامي‌ آنچه حول ارزش‌هاي انساني از رسانه پخش مي‌شود، همگي ديني است.

تفاوت اصلي رسانه‌ ديني با ساير رسانه‌ها، در اين است كه‌ رسانه‌ ديني، در اساس، با هدف‌گذاري و هنجاري‌هاي حاكم بر رسانه تعريف مي‌شود. رسانه‌ ديني، رسانه‌اي است كه به طور مشخص و تخصصي به مسائل ديني مي‌پردازد، خودش را در مقابل خداوند مسئول مي‌داند، نه در مقابل آگهي‌دهندگان، مشتريان يا دولت ، چنين رسانه‌اي حتي براي جذب مخاطب هم در جهت رضايت خداوند عمل مي‌كند؛ بنابراين مهم‌ترين ويژگي يك رسانه‌ ديني، اين است كه گردانندگان اين رسانه بالذات خودشان را در مقابل خداوند مسئول مي‌بينند و رساندن پيام‌هاي الهی را (به عنوان يك پيامبر و پيام آور) وظيفه‌ خود مي‌دانند .

در اين معنا، پيامبر نیز خود يك رسانه‌ الهي- انساني است كه دريافت پيام‌هاي الهي و تبديل، ترجمه و بيان آنها به زبان قابل فهم براي مردم، وظيفه‌ اين رسانه‌ منحصر به فرد است.

 ادامه‌دهندگان راه پيامبر نيز بايد محتواي رسانه‌اي خود را از وحي بگيرند؛ ضمن اينكه اين افراد به رسانه، به عنوان يك بنگاه تجاري نگاه نكرده و هزينه‌هاي خود را از طريق مشتركان يا آگهي‌دهندگان تامين نمي‌كنند. رسانه ديني بر مبناي اقتصاد بازار آزاد يا رسانه تجاري عمل نمي‌كند.

رسانه ديني می بایست علاوه بر رعايت هنجارهاي حاكم بر جامعه‌ اسلامي‌ و عمل به كاركردها و وظایف تعريف‌شده برای فعالیت رسانه ای، خود را در مقابل خداوند مسئول دانسته و رساندن پيام‌هاي الهی را وظيفه‌ اصلي خود مي‌داند. رسانه دینی می بایست، علاوه بر كاركردهاي عمومي‌ (كه تمامي ‌رسانه‌ها دارند) از كاركردهاي ويژه‌اي نيز برخوردار باشد.

 

در يك جامعه‌ اسلامي، رسانه مي‌تواند بهترين ابزار براي ترویج معارف و اندیشه های دینی باشد

در زمینه امر به معروف و نهي از منكر، رسانه می تواند با استفاده از قابليت‌هاي خود معروف را بسازد، به تصوير بكشد، معروف كند و حتي امر به آن را نيز انجام دهد؛ يعني هر دو نقش ساخته شدن و مشهور شدن و همچنين نقش اعمال كنترل غيررسمي‌ را در كنار هم ايفا نماید. با اين نگاه، وارد شدن دین در وادی رسانه‌ در يك جامعه اسلامي‌، يك واجب كفايي محسوب مي‌شود.

رسانه‌ اسلامي‌ در آگاهي‌بخشي و علم‌آموزي بايد تمامي ‌ضوابط ديني و اخلاقي بين معلم و متعلم را رعايت كند. بدين ترتيب، در چنين رسانه‌اي علاوه بر برخورداري از آموزش برخي مسائل بايد به مواردي كه در جامعه‌ اسلامي‌ بر آموزش آنها تاكيد شده است (مانند دانستن احكام شرعي مورد نياز) بيش از پيش پرداخته شود.

بنابراین مي‌توان گفت كه رسانه‌های دینی ‌در مقايسه با ساير رسانه‌ها، كاركردهايي مشابه اما با مبنايي متفاوت دارند؛ بدين معني كه در رسانه‌هاي دیني، ‌مبناي تمامي ‌كاركردها ديني است. در این نگاه، وظيفه‌ رسانه‌ ديني، ديندار كردن افراد بي‌دين نيست، بلكه وظيفه‌ اصلي‌اش تامين برنامه‌هاي آموزشي، تفريحي‌،‌ اطلاع‌رساني و بسيج اجتماعي براي مؤمنان است. رسانه‌ ديني وظيفه‌ ترويج دين و استحكام و تثبيت عقيده‌ مؤمنان را برعهده دارد.

 

5- الزام ها و پیش نیازهای رسانه دینی

اگر رسانه دینی را یک سیستم یا نهاد اجتماعی در نظر بگیریم، بایستی در ابتدا نیازها و الزام های آن رسانه فارغ از کارکردهای آن مشخص شود. چراکه هرسازمان ارتباطی و رسانه ای در ابتدای بدو فعالیت خود، نیاز به یکسری الزام های اساسی جهت فعالیت در حوزه های مختلف رسانه ای دارد.

 

در این بخش به برخی از مهمترین این الزام ها می پردازیم:

1-5- نیاز به افزایش میزان مخاطب

اولین و مهمترین نیاز برای هر رسانه، داشتن مخاطب است.  نیاز به مخاطب، موجب می شود تا دست اندرکاران رسانه، به جای پرداختن به رسالت اصلی خود که روز اول باید برای خود تعریف می کردند، به موضوعات متنوع و حاشیه ای رو می آورند. موضوعاتی که آن رسانه را به سمت "زرد"‌ شدن سوق می دهد و به مباحث غیر ضروری می پردازد.

 اما در رسانه دینی، شكل‌دادن به روابط ميان مؤمنان، وظيفه‌ اصلي رسانه‌ ديني است و مطمئنا عمده‌ مخاطبان يك رسانه‌ ديني،‌ مؤمنان هستند و كاركردهاي اين رسانه هم بايد در راستاي نيازهاي اين افراد شكل بگيرد.

به نظر می رسد، برای تحقق این امر باید یک سازمان یا نهادی نظارت گر در رسانه وجود داشته باشد، که دارای یک ضمانت نامه اجرایی برای به زوال نرفتن رسانه باشد. سازمانی که متضمن جلوگیری از تاثیرات منفی و سوء رسانه بر مردم باشد.

 2-5-نیاز به درآمد

شرط بقای یک رسانه در دنیای امروز، داشتن توانایی مالی برای صرف حداقلی از هزینه هاست. اما در فرهنگ ديني، همانطور كه كار تجاري در مسجد معنا ندارد، رسانه را هم نمي‌توان به حوزه رقابت‌هاي تجاري وارد كرد. بنابراین رسانه‌ ديني مي‌بايست با وقف و حمايت‌هاي مالي مؤمنان و یا از محل در آمدهای عمومی اداره شود.

 3-5-نیاز به متخصص

پرداختن به مسائل تخصصی در یک رسانه دینی، یکی از مهمترین الزامات فعالیت یک رسانه دینی محسوب می گردد. اگر عادت کنیم که به طور تخصصی به مسائل بپردازیم، از عوام زدگی نیز به دور می مانیم.

یک رسانه برای جذب عوام و خواص، بایستی بتواند موضوعات را به طور تخصصی برای سطوح مختلف مردم جامعه بیان کند. این نیاز، موجب می شود تا رسانه را به استفاده از متخصصین مجاب کند ، البته انتخاب متخصصی که متعهد باشد، بسیار مهم است.

در رسانه دینی لزوم حضور سازمانی نظاره گر، که لیستی از انحرافات اخلاقی، رفتاری و اعتقادی را به شکل تخصصی در اختیار داشته باشد، تا حدود زیادی احساس می شود. سازمانی که بتواند به طریقی بر نحوه تولید و پخش برنامه ها، لااقل نقشی تعدیل کننده ایفا کند .

بطور کلی، توانايي مديريت، شناخت رسانه و اقتضاهاي آن و همچنين شناخت كافي از دين، از عناصر لازم براي مديريت درست و موفق يك رسانه‌ ديني است.

 

6- کارکردهای رسانه دینی:

با توجه به مسائلی که مرتبط با فعالیت رسانه دینی گفته شد، در این بخش به مهمترین کارکردهای رسانه دینی می پردازیم:

 1-6- ايجاد زمينه براي احساسات و تجربه ديني:

 تجربه ديني، نوعي احساس و دريافت شهودي است كه تحت تأثير ارتباط و جذب مستمر پيام‏ هاي قدسي، تجربه حضور در مكان‏ ها و زمان‏ هاي خاص و مشاركت فعال در انجام اعمال عبادي و معنوي براي مؤمنان حاصل مي‏شود .

 در این زمینه نمايش‏ هاي معنوي رسانه ها در ايجاد و تشديد همنوايي و همدلي مخاطب نقش محوري دارند. مخاطب گاه در صورت وجود فضاي روحي مناسب و عطف توجه عميق پا به پاي مراسم عزاداري در حال پخش از یک رسانه مي‏ گريد، سينه مي‏زند، احساس همرأيي و حضور در جمع هم‏كيشان معتقد خود را از طريق تماشاي برنامه درك مي‏ كند و از مشاركت با واسطه خويش، احساس خرسندي، آرامش و كسب ثواب مي‏ كند.

به بيان ديگر، مخاطبان مجازي در صورت همنوايي و همدلي، بخشي از احساس و حظ معنوي ناشي از تجربه ادراك بي‏ واسطه زمان و مكان قدسي و نمادهاي مذهبي و مشاركت‏ هاي آييني را از خلال استفاده از برنامه های رسانه از آن خود خواهند ساخت. در مواردي نيز پخش رسانه‏ اي يك برنامه آييني به دليل كنترل اختلال‏ هاي محيطي و افزايش آرايه ‏هاي زيباشناختي در مقايسه با واقعيت، تأثير عميق‏ تري بر روح مخاطب بر جاي مي‏ گذارد و امكان بيشتري براي برقراري ارتباط همدلانه با صحنه فراهم مي‏سازد .

 2-6-تقويت روح جمعي:

 با توجه به پخش دیجیتال اکثر شبکه های صدا و سیما، اعم از شبکه های استانی، ملی و برونمرزی و قابلیت پخش این برنامه ها از طریق امواج ماهواره و فضای مجازی، این رسانه ها می توانند وجدان جمعي و احساس تعلّق مشترك مؤمنان ساكن در مناطق گوناگون و پراكنده در گوشه و كنار جهان را تقويت كرده و به بازيابي هويت ديني آنها فراسوي هويت‏ هاي متنوع ديگر كمك كنند. وحدت و پيوستگي آنها بر پايه اصول مذهبي مشترك را به رغم فاصله‏ هاي مرئي و نامرئي تشديد كنند و امكان تأثيرگذاري آنها بر فرايندهاي موجود جامعه جهاني را افزايش دهند.

3-6- بازيابي و خلق نمادهاي مقدس:

 از جمله اقدامات رسانه‏ های دینی، خلق نمادهاي مقدس و بسط سپهر تقدس به اشيا و پديده‏ هاي عادي است. به بيان برخي محققان ، اين رسانه‏ هاي گروهي هستند كه به خلق نمادهاي مقدس مي‏ پردازند و مي‏ آموزند كه چگونه هر مكاني را كه براي استقرار و اسكان برمي‏ گزيند، مقدس و سحرآميز كند.

بارزترين نمود تلقّي قدسي از يك چيز، پذيرش راغبانه، هيبت و شكوه، حرمت‏انگيزي، اصالت و ارزش و اعتبار معنوي آن است .

4-6-بسترسازي براي ايجاد تحول روحي:

 برنامه‏ هاي رسانه اي در صورت بهره‏ گيري از جاذبه‏ هاي معنوي و عرفاني، پردازش‏ هاي رسانه‏ اي مناسب و پخش در اوقات ويژه، قدرت زيادي براي ايجاد تكانه هاي رواني مثبت و زمينه ‏سازي براي تحول روحي در افراد دارند.

به بيان کلارک و ام. هور، فيلم و ساير رسانه‏ ها افراد را وارد مرحله آستانه‏ اي مي‏ كنند كه طي آن ‏از زندگي‏ روزمرّه خودفاصله‏ گرفته وبراي تحول آمادگي مي‏ يابند. اين امر موجب مي شود تا مراسم عبادي در جامعه نه ‏نقش ‏محافظه‏ كارانه ، بلكه ‏نقش خلّاق ‏ايفا كنند .

 5-6-ايجاد همبستگي و حفظ انسجام گروهي:

 يكي ديگر از كاركردهاي ظاهرا مشابه و جايگزين‏ پذير دين و رسانه، نقش مهم و مشترك آنها در ايجاد همبستگي و حفظ انسجام گروهي است.

معتقدان به يك دين، به لحاظ التزامات اعتقادي و عملي و الگوهاي زيستي، وضعيتي نسبتا مشابه دارند و از مناسك، آيين‏ ها، قواعد رفتاري و شيوه ‏هاي عملي معيني تبعيت مي‏ كنند. اين اشتراك زيرساختي به طور طبيعي، يكپارچگي، انسجام و همبستگي ميان آنها را موجب مي‏ گردد.

رسانه نيز در عملكردي مشابه سعي دارد، با ارائه مستمر پيام‏ هاي يك‏سنخ، براي انبوه مخاطبان پراكنده و داراي ويژگي‏ هاي شخصيتي، فرهنگي و اجتماعي گوناگون، آنها را به تدريج در باورها، ارزش‏ها، نگرش‏ها، رفتارها، نمادها، ترجيحات و... به هم نزديك ساخته و زمينه يكپارچگي، انسجام و همبستگي ميان آنها را فراهم سازد. برخي نويسندگان اين اشتراك كاركردي را به آنچه در منطق اديان به نام «هدايت» از آن ياد مي‏شود، نيز تعميم داده‏ اند؛  به بيان ديگر، «همان‏گونه كه هدف دين هدايت مردم است، رسانه‏ ها نيز به دنبال هدايت مخاطب هستند، اگرچه مصاديق هدايت در اين دو متفاوت است.

 6-6-سایر کارکردها:

دیگر کارکردهای رسانه دینی را می توان مشتمل بر موارد زیر عنوان کرد:

توسعه و بسط معاني و كالاهاي نمادين برگرفته از دين به قلمروهاي گوناگون، برجسته سازي آموزه‏ ها و ارزش‏ هاي ديني و معنويت ناشي از دين به عنوان مبنايي براي سامان دادن به برنامه ها و اقدامات مهم اجتماعي، كشاندن دين و آموزه‏ هاي دين به قلمرو امور اجتماعي و ترغيب مؤمنان به اتخاذ مواضع مناسب در برخورد با موضوعات مختلف، مشاركت در توسعه و تعميق فرايند جامعه‏ پذيري ديني افراد از طريق تلاش مستقيم و غيرمستقيم در دروني ساختن باورها، ارزش‏ها، هنجارها، نگرش‏ها، احساسات، آداب ديني و همراه ساختن آنها با مؤلفه‏ هاي گوناگون زندگي فردي و اجتماعي، امكان‏دهي به رشد و تقويت روابط درون متني ميان نهادهاي ديني با يكديگر و اين نهادها با ساير نهادهاي اجتماعي، معرفي الگوها و سبك‏هاي زندگي اقتباس شده از دين يا داراي مرجحات ديني، آگاه ساختن مؤمنان از ساير فرهنگ‏ ها و الگوهاي زيستي و امكان‏ دهي به انجام مقايسات ميان فرهنگي، تقويت تأثير و تأثرات متقابل اديان و فرهنگ‏ هاي ديني، ايجاد پيوند احساسي ميان معنويت ديني با ماديت آميخته به زندگي روزمره، ايجاد حساسيت نسبت به ابعاد فرهنگي ـ اجتماعي و مقولات و مؤلفه‏ هاي جامعه سكولار و ترغيب مؤمنان به مقابله با آنها، اطلاع ‏رساني از جريانات دين‏ گريز و دين‏ ستيز در جهان معاصر، توجه دادن به پيامدهاي سكولار شدن جامعه، مشروعيت ‏بخشي، اعتباردهي و ترويج اخلاق ديني در جامعه، بسيج مؤمنان به دفاع از دين، ارزش‏ها و گروه‏هاي ديني، تقويت مواضع مؤمنان در جامعه و ارتقاي موقعيت آنان در قياس با گروهاي رقيب، مشاركت در بازسازي جهان روزمره متناسب با آرمان‏ها و ارزش‏هاي ديني، منطقي و مقبول ‏سازي اعتقادات مؤمنان از طريق پيوند دادن آنها با تجربه هاي احساسي و ايجاد هاله‏ اي از صدق و حقيقت براي جهان‏ بيني ديني، معرفي جهان‏ بيني ديني به عنوان راهبردي منطقي و عقلاني براي تبيين جهان، به چالش كشاندن تنگ‏ نظري‏ها و ويژگي متحجرانه برخي باورهاي سنتي و الگوها و شيوه ‏هاي زيستي منسوب به دين، و تلاش در جهت ايجاد وفاق جمعي، نظم اجتماعي، انسجام و همبستگي، امنيت رواني و اجتماعي به عنوان ارزش‏هاي كلان مورد توصيه دين.

 

7- بررسی جایگاه رسانه ديني در ايران اسلامی

روند ديني شدن همه نهادها به تبع انقلاب اسلامي، ايده رسانه ديني يا ديني كردن رسانه‏ ها را نه در حرف، كه در عمل نيز مورد تأكيد قرار داده است. به بيان ديگر، ديني كردن يا ديني شدن رسانه ‏ها و امكان تحقق آن از پيش‏فرض ‏هاي مسلم و خدشه‏ ناپذير قانون‏گذاران و بيشتر مديران و دست‏اندركاران رسانه ‏ها بوده است. امری که از دیدگاه بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران نیز مورد توجه بوده است.

امام خميني (ره) در تشريح نقش و رسالت اجتماعي رسانه‏ ها مي‏فرمايند:

اهميت راديو و تلويزيون بيشتر از همه است، اين دستگاه‏ ها، دستگاه ‏هاي تربيتي است، بايد تمام اقشار ملت با اين دستگاه‏ ها تربيت بشوند، يك دانشگاه عمومي است ... يعني دانشگاهي است كه در تمام سطح كشور گسترده است ... بايد اين دستگاه، دستگاهي باشد كه بعد از چند سال تمام قشر ملت را روشن كند، تمام را مبارز بار بياورد، تمام را متفكر بار بياورد، تمام اينها را مستقل بار بياورد، آزادمنش بار بياورد ... آنكه از همه خدمت‏ها بالاتر است اين است كه نيروي انساني ما را رشد بدهد و اين به عهده مطبوعات است، مجله ‏هاست، راديو و تلويزيون است، سينماهاست، تئاترهاست، اينها مي‏ توانند نيروي انساني ما را تقويت كنند و تربيت صحيح بكنند و خدمتشان ارزشمند باشد.

از سوی دیگر، رهبر معظم ابقلاب اسلامی نیز به عنوان سکاندار هدایت جامعه اسلامی ایران بارها به نقش پراهمیت دین و جایگاه متعالی آن در فعالیت های رسانه، اشارات مهمی داشته اند. ایشان در این زمینه می فرمایند:

«هدف ما اين است که صدا و سيما را به آن اوجي برسانيم که کليه برنامه‌هاي آن با بهترين کيفيت، در جهت رسوخ دادن اسلام ناب و همه ملحقاتش (از اخلاق و عمل) در زندگي مخاطبانش باشد... از اول صبح تا آخر شب... تک تک برنامه‌ها، حتي آرم برنامه‌ها، موزيک متن فيلم‌ها و برنامه‌هاي کارتون، حتي چهره گويندگان و مجرياني که ديده مي‌شوند و لحن کلام گويندگاني که صدايشان شنيده مي‌شود بايد وسيله سوق دادن مردم به فرهنگ اسلامي و انساني باشد. (صدا و سیما) جز اين وظيفه‌اي ندارد و اگر مواردي بود که بر خلاف اين هدف وارد صدا و سيما شد، نبايد پخش شود».

نظام اسلامي ایران نیز با نگاه تربيتي خود، بسیاری از جنبه های فعالیت رسانه ای از جمله  سرگرمي صرف را به عنوان رسالت رسانه اسلامي تأييد نمي‌کند و از اين منظر رسانه را به عنوان يک دانشگاه عمومي، پر اهميت مي‌داند که هدفش تهذيب آحاد جامعه و تسهيل زمينه‌هاي فرهنگي و تعالي روحي آنهاست، از سویی نیز، نقطه اوجي که براي فعالیت صدا و سيما در سپهر رسانه ای متصور است، انطباق کامل آن با رسالت ارزش‌گستري و نيز رسوخ و نفوذ دادن اسلام ناب و همه ملحقاتش در زندگاني مخاطبان است .

در عرصه فعاليت وسايل ارتباط جمعي نيز، قانون اساسي جمهوری اسلامی ایران با صراحت کامل بر لزوم و بلکه بر وجوب حاکميت ارزش‌های اسلامی تأکيد نموده و در مقدمه آن، بر لزوم حرکت وسائل ارتباط جمعي (راديو و تلويزيون) در جهت روند تکاملي انقلاب اسلامي و در خدمت اشاعه فرهنگ اسلامي و جلوگیری از ترويج خصلت‌هاي تخريبي و ضد اسلامي تاکید شده است.

 اساسنامه سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران مصوب 27 مهر 1362 نيز در ماده 9 خود تأكيد مي‏كند:

هدف اصلي سازمان به عنوان يك دانشگاه عمومي، نشر فرهنگ اسلامي، ايجاد محيط مساعد براي تزكيه و تعليم انسان و رشد فضايل اخلاقي و شتاب بخشيدن به حركت تكاملي انقلاب اسلامي در سراسر جهان مي‏باشد. اين هدف‏ها در چارچوب برنامه‏هاي ارشادي، آموزشي، خبري و تفريحي تأمين مي‏گردد .

همچنين ماده 9 قانون اساسنامه سازمان صدا و سيما بر هدف اصلي سازمان به عنوان دانشگاهي عمومي، ايجاد محيط مساعد براي تزکيه، تعليم انسان و رشد فضائل اخلاقي و شتاب بخشيدن به حرکت تکاملي انقلاب اسلامي در سراسر جهان تأکيد شده است. نکته جالب توجه اينکه بر رسالت‌گرا بودن رسانه‌ها هم از جنبه اثبات و هم از جنبه نفي تأکيد گرديده است، و بي‌شک به لحاظ قانوني، اين رسانه نمونه‌اي تمام عيار از حاکميت نگاه ارزشي و تعقيب رسالت‌هاي ديني است .

این اساسنامه همچنين در بخش اصول كلي نيز موادي را به ترویج مبانی معرفتی، اخلاقی و دینی در جامعه اختصاص داده است. برخی از این مواد عبارت است از:

ماده 5: صداو سيما بايد به عنوان يك دانشگاه عمومي، به گسترش آگاهي و رشد جامعه در زمينه‏هاي گوناگون مكتبي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي كمك نمايد.

ماده 21: بالا بردن سطح بينش اسلامي مردم و آشنا ساختن اقشار گوناگون جامعه با اصول، مباني و احكام اسلام به شيوه‏ هاي رسا و بدون ابهام.

ماده 22: تبليغ و اشاعه فرهنگ اصيل اسلامي با بهره‏گيري از ديدگاه‏هاي روحانيت آگاه، دانشمندان حوزه ‏هاي علميه و اسلام‏شناسان وارسته.

ماده 27: تلاش براي جايگزيني نظام ارزشي اسلام به جاي نظام ارزشي شرق و غرب و مبارزه با عوارض و آثار باقي‏مانده فرهنگ طاغوتي.

ماده 29: كوشش در ايجاد محيط مساعد براي تعالي انسان و رشد فضايل اخلاقي، تزكيه نفس و بسط معنويت در جامعه.

از اين‏رو، ديني‏سازي رسانه‏ ها نيز به تبع سياست كلي جامعه‏ سازي، از جمله آرمان‏ها و اهداف بلندي است كه نظام و جامعه اسلامي بايد زمينه‏ هاي تحقق آن را فراهم ساخته و از آثار وجودي آن در زمينه تحقق آمال و منويات خويش بهره ‏برداري نمايد .

    همچنین تحول و گسترش روزافزون ديدگاههاي الهي اجتماعي در شرق و غرب جهان، ضرورت توجه به آن را در عرصه رسانهها ضروري ساخته است. اين ديدگاه ها كه در كليه اديان الهي و بشري قابل بررسي است، به عنوان جايگزيني براي ديدگاه هاي مادي و دنياي فردا ميتواند مورد توجه قرار گيرد. ارزش‌هاي الهي مبتني بر فطرت بشر و همساز و هماهنگ با عالم طبيعت و بالاتر از آن نازل شده و همگي از ناحيه عالم مطلق هستند و بدين اعتبار چراغ راه بشر در رسيدن به کمال و سعادت است.

در این راستا، بازتعریف نقش و رسالت رسانه دینی برای صدا و سیما (به عنوان گسترده ترین رسانه جمعی)، نقش ویژه ای را می تواند در رشد ارزش های مذهبی در جامعه و ترویج فضایل اخلاق اسلامی در جامعه بر جای داشته باشد. دستگاه فرهنگی و انسان ساز صدا و سیما، به عنوان مهمترین و پرمخاطب ترین رسانه در فضای ارتباطی کشور، می تواند با پرداختن به ارزش های اصیل مذهبی، سبب رشد و تعالی این ارزش ها در سطح افکار عمومی جامعه گردد. رسالت خطیر رسانه صداوسیما این است که با شناساندن این ارزش ها و ارزش نماها، به پالایش فرهنگ عمومی مردم بپردازد. همچنین رسانه وظیفه دارد، ارزش های فراموش شده اجتماعی را از حالت خمودگی بیرون آورد و سیری تکاملی به آن ببخشد؛ زیرا این امر نتایج بسیار سازنده ای برای جامعه باقی خواهد گذاشت.


مولف: سید موسی خادم ، معاون اطلاعات و اخبار مرکز خراسان رضوی

alt

  -         منابع و مآخذ:

  -         استوارت ام هوور، مخاطبان و رسانه‏ اى كردن دين، در" دين و رسانه مجموعه مقالات" 1386

  -         محمّد سليمى، فرهنگ، رسانه و فرايند سكولاريزاسيون، در: مجموعه مقالات همايش سراسرى رسانه تلويزيون و سكولاريسم، 1386

  -         مجيد محمّدى، دين و ارتباطات، 1382

  -         محسن اسماعيلى، «جايگاه حقوقى رسالت رسانه ‏ها»، پژوهش و سنجش 35

  -         مهرى بهار، تلويزيون، ابژه‏هاى دينى و سكولاريسم در:  دين و رسانه مجموعه مقالات، 1386

  -         جيزس مارتين باربرو، رسانه‏ هاى گروهى به مثابه جايگاه مقدس ‏سازى دوباره فرهنگ‏ هاى معاصر در: بازانديشى درباره رسانه، دين و فرهنگ، 1385

  -         لين اسكافيلد كلارك و استوارت ام هوور، فصل مشترك رسانه، فرهنگ و دين، در: بازانديشى درباره رسانه، دين و فرهنگ، 1385

  -         عبدالرضا شاه‏ محمّدى، «عصر ارتباطات و اطلاعات جهانى‏شدن دين»، پژوهش و سنجش 35

  -          محسن اسماعيلى، «تعامل دين و رسانه از ديدگاه حقوق»، فصل‏نامه پژوهشى دانشگاه امام صادق21

  -         ناصر باهنر، سياست‏گذارى رسانه ‏هاى دينى در ايران؛ سيستم متعامل، پويا و همگرايى ارتباطات دينى، در: دين و رسانه، 1386

  -         اعظم راودراد، تعامل دين و رسانه، در: دين و رسانه، 1386

  -         معاونت پژوهشى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، تعليم و تربيت از ديدگاه امام خمينى، 1378

  -         مطهري،‌مرتضي، ده گفتار، قم، صدرا، 1365