جهش تولید | سه‌شنبه، ۶ آبان ۱۳۹۹

جهانی فکر کردم، استانی عمل کردم - صفحه محتوایی خبر

 

 

جهانی فکر کردم، استانی عمل کردم

«تنهای تنهای تنها» به گواه نشست مطبوعاتی و اظهار نظرهای منتقدان، یکی از شاخص ترین فیلم های جشنواره امسال است ولی شگفتی اصلی، نه یک فیلم که عملکرد مراکز صدا و سیمای  استان هاست. حضور 2 مستند در بخش «رقابتی» و 2 فیلم داستانی در «نگاه نو» نشان گر حرکت جمعی و رو به رشد مراکز استان های صدا و سیماست که از قاب تلویزیون فراتر می روند و بر پرده نقره ای جلوه می کنند. از این رو برآن شدیم به بهانه موفقیت فیلم «تنهای تنهای تنها» با فیلمساز جوان و خوش آتیه احسان عبدی پور به گفتگو بنشینیم:

 «تنهای تنهای تنها» حدیث تنهایی چه کسی است؟

رنجرو...پسر بچه ی سرحال و انرژیکی که تمام کودکی ش را ازش می گیرند و بجاش هراس تحویلش می دهند...رنجرو که یکهو چشم باز می کند و خودش را زیر تلی از مفاهیم غریبی که هیچ ربطی به دنیای ناب و پاک کودکیش ندارد، تنها می بیند.

«رنجرو» در قبال این تنهایی چه می کند؟ آن را می پذیرد و تسلیم می شود یا چاره جویی می کند؟

alt

علی القاعده نمی تونم بگم که چه می کند چون بالاخره فیلم چشم به راه دیده شدن است...اما هر چه می کند در مسیر این است که می خواهد تصویر یگانه و نابی از صلح جو ترین ملت جهان که خودش هم یکی از آنهاست، را به چشم دورترین مردم جهان برسونه. رنجرو سفیر قومی ست که مدت هاست تصویر کج و معوجی ازش توی رسانه های جهان تولید و توزیع شده است.

 

با آن که مضمون فیلم، سیاسی است و به انرژی هسته ای و برخورد غرب می پردازد، ولی لحن عمومی اش بیش از سیاسی رنگ و بوی انسانی دارد.

اولا در جنوب، مردم جدی ترین مسایل را همیشه از فرعی ترین راه ها مطرح می کنند. رابرت مکی در " داستان" می گه در فیلمنامه اگر سکانس در باره ی چیزی ست که درباره ی آن است، بد جور توی هچل افتاده اید. حالا من در ادامه اش  همیشه به خودم میگم رفیق ! اگر فیلمی در باره ی آن چیزی ست که در باره ی آن است، بد جوری بازی را باخته اید. من سعیم این بود که بازی را به این سادگی نبازم و همین شد که رفتم و از در پشتی وارد خانه ی این فیلم شدم.

 

تا چه حد معتقدید پول و امکانات می تواند در تولید یک اثر نقش ایفاء کند؟

اگر اگر اگر یک قصه ی زوردار وسط باشد حالا می شه گفت که اگه سرمایه ی مطلوبش هم فراهم بشه خب عیش کامل شده. اگر اون اگرِ اولی کمیتش لنگ است، بهتر است درباره ی باقی ش حرفی نزنیم و پولمان را در ملا عام آتیش نزنیم.

alt

alt

در بخش ویدیویی دو دوره گذشته جشنواره فجر سیمرغ بلورین را کسب کرده اید. طبیعی است که از جانب تهیه کننده های  حرفه ای سینما با پیشنهادات متعدد روبرو شده اید. چرا همچنان در بوشهر و با تلویزیون آن استان همکاری می کنید؟

حقیقتش هنوز آنقدر قصه و دغدغه توی تن و جانم هست که فرصتِ فکر کردن به ورِ بیزینسی ماجرا دست نداده. تنها معیارم کار کردن در محیطی بود که کسی آرامشم را به هم نزند. حالم را بد نکند و بهم یک اعتماد منطقی داشته باشد و بگذارد کارم را بکنم. تلویزیون بوشهر برای من همچین جایی بوده و هست. اعتماد دو سویه ای بود که به نفع دوتامون تموم شد. از طرفی هم بقول مارکز " هر کس باید قصه ی مادر بزرگ خودشو بنویسه، قصه های مادر بزرگ دیگران رو دیگران خودشون مینویسن" منم نشسته م تو بوشهر چون قصه ها ی مادر بزرگم خوشبختانه هنوز تموم نشده اند!

 

غیر از پخش فیلم در سینماهای کشور چرا تمایل دارید این فیلم در سطح جهانی هم اکران شود؟

اصلا خدا می داند نیت اصلیم در ساخت این فیلم همین بوده از ب بسم الله اش. ما که خودمون رو ، ذات اصیل و متمدن خودمون رو می شناسیم . 

خواستم این قاب تصویر رو مثل سوغاتی یا نه اصلا مثل وظیفه ی اصیل یک ایرانی که سرتاپاش عشق و ارادت به وجب به وجب خاکش هست رو بردارم نشون همه ی مردم دنیا بدم. اینکه می گم دلم می خواد فیلمم بیرون از مرزها دیده بشه ، خدای احد و واحد می داند که حرص اسم و رسم نیست، از روی یک وظیفه ایست که گاهی وقت ها اشکم را در آورده  بر زمین ماندنش. رویام این است که وقتی یه ایرانی پاشو تو فرودگاه یه سرزمینی می ذاره، عزت توی یاخته یاخته ی اندامش خونه کنه. نه اینکه بگم فیلم من صد یکِ این کارکردها را داشته باشد، دارم از رویاهام باهاتون حرف میزنم فقط!

  و کلام آخر...

یکی از دوستان همشهریم رامتین بالف با مستند «رودخانه لیان» و چند تا دوست دیگه که از زاویه های غیر تهرانی هندسه ای به نام ایران ، کار آورده اند به این فستیوال. اجازه بدید بگم به طور غیر ارادی ای دلم شور موفقیتشونو میزنه...اگه اینجوری بشه پهنای وطن بیشتر به چشم میاد. ته ش میخوام بگم اینم از مزایای هزینه هایی است  که تلویزیون برای حفظ تکثر فرهنگی این آب و خاک داره انجام می ده. جاشه بگم دم تلویزیون گرم!

alt