جهش تولید | پنج‌شنبه، ۸ آبان ۱۳۹۹

در عفو لذتی است که در انتقام نیست-گفت و گو با محسن توکلی، کارگردان تله فیلم "جاودانگی" - صفحه محتوایی خبر

 

 

در عفو لذتی است که در انتقام نیست-گفت و گو با محسن توکلی، کارگردان تله فیلم "جاودانگی"


مسابقات " کُشتی با چوخه " قهرمانی کشور هر ساله 14 فروردين ماه در شهر اسفراين برگزار می‌شود و پهلوانان منطقه با تجمع در گود معروف زینل خان در مصافی تن به تن می روند و هزاران نفر از شهرهای دور و نزديک برای تماشای این مسابقه می‌آيند.

تله فیلم "جاودانگی" از تولیدات صدا و سیمای مرکز خراسان‌شمالی است که روایتگر دو پهلوان کشتی با چوخه با نام های رسول و جواد است که یکی از آن‌ها (جواد) در حین تمرین (با رسول) به طور تصادفی کشته و جوان دیگر (رسول) به قتل متهم می‌شود.

این فیلم تلویزیونی به کارگردانی محسن توکلی و تهیه‌کنندگی محسن دانشور در بجنورد تصویربرداری شده است بارها از شبکه های سراسری پخش شده است.

محسن توکلی پیش از این تله فیلم های دیگری چون "آخرین نگاه"، "بهار"، " نیمه شکسته"، "مرشد" و "شبنم" و فیلم سینمایی "انسانها" را در کارنامه خود دارد و در حال حاضر نیز کارگردانی تله فیلم "روز عزیز" را به تهیه کنندگی سید محمدرضا قربانزاده در دست دارد. توکلی تله فیلم های دیگری چون "من قهرمان نیستم"، "عروسی خانه" و "عهد شکنی" را نیز آماده پخش دارد.

alt

با محسن توکلی کارگردان تله فیلم "جاودانگی" در خصوص ساخت این تله فیلم به گفت وگو نشستیم که متن آن در ذیل آمده است.

 

داستان تله فیلم "جاودانگی" در خصوص ورزش "کُشتی با چوخه" است که در مضمون آن به بخشش و گذشت هم اشاره شده است، انتخاب این داستان برای ساخت یک تله فیلم چطور صورت گرفت؟

در 14 فروردین هر سال مسابقات "کشتی با چوخه" در اسفراین بجنورد برگزار می شود و ما طرح این داستان را از این اتفاق وام گرفتیم. چندین ماه درباره چگونگی این ورزش و درامی که قرار بود با این محوریت اتفاق بیفتد تحقیق کردیم. این کار هم پیش از این تاریخ کلید زده شد و با همان جمعیت واقعی و گروه عوامل و بازیگران اصلی چون ابوالفضل پورعرب، عنایت بخشی، جمشید صفری، سعید حران‌اف و دیگر بازیگران صحنه های فیلم گرفته شد. خوشبختانه این کار از زمان پخش تاکنون تاثیرگذاری بسیاری بر مخاطبان داشته و اهالی اسفراین نیز ازواقعی بودن این صحنه ها راضی بودند.

 

این طور به نظر می رسد که روند طرح موضوعات و اتفاقات در این تله فیلم بسیار سریع صورت می گیرد و معرفی شخصیت ها به سرعت اتفاق می افتد، علت این مسئله چیست؟

این مسئله به شتاب در تولید بر می گردد. چندین ماه اعلام آمادگی کرده بودیم اما متاسفانه زمان ساخت این کار به گروه عوامل بسیار ناگهانی اعلام شد. بهتر این بود که مدیران مرکز زمان بیشتری را برای شروع این کار به گروه اختصاص می دادند چون باید در 14 فروردین صحنه های نهایی را می گرفتیم نه صحنه های اولیه کار را. اگر این تاریخ را از دست می دادیم باید یک سال صبر می کردیم تا دوباره به این تاریخ برسیم. در این تله فیلم نیز لازم بود در صحنه هایی قصه توضیح داده شود و گره های اولیه داستان در زمان مشخص شده باز شود.

 

در این تله فیلم زیاد به اتفاقات داخل زندان و شرح حال رسول پرداخته نمی شود، بعد از آن روند کلی فیلم کند می شود و دیگر خبری از رسول و اینکه در زندان بر او چه می گذرد نداریم...

رسول شخصیتی بود که در سکوت و آرامش به سر می برد و شخصیت جعفر در بیرون از زندان شخصیتی شلوغ و پر هیاهو بود. اگر شما سکانس های داخل زندان رسول را به لحاظ حجم در نظر بگیرید متوجه می شوید که سکانس های بیشتری نسبت به جعفر در بیرون از زندان بوده است. اما سیاست ما این بود که رسول در آرامش و سکوت باشد و بیشتر به حواشی زندگی جعفر بپردازیم که یک اشتباه تا کجا می تواند روی زندگی دیگران تاثیر بگذارد. ما می توانستیم حرف ها و مقصود فیلم را با شخصیت جعفر بیشتر پیش ببریم اما نهایتاً حرف های جعفر و رسول در دو کفه ترازو قرار می گیرند. قطعاً در بیرون از زندان نیز فضاهای بیشتری به نسبت محیط داخل زندان داشتیم. اگر می خواستیم در فضای زندان باقی بمانیم باید به شخصیت ها و پیش زمینه آنها در زندان هم توجه می کردیم که باعث حجم بسیاری از داده به مخاطب می شد که در بستر یک تله فیلم نمی گنجد. به عقیده من تاثیرات رفتار آدم ها در جامعه جای کار بیشتری داشت.

 

ابوالفضل پورعرب در این تله فیلم جزو شخصیت های اصلی نبود و یک رابطه دوستی ساده با رسول شخصیت اصلی داستان دارد، با این تفاصیل انتخاب بازیگران در این تله فیلم چطور صورت گرفت؟

همیشه بر این تصور هستیم که اگر بازیگری را در یک کار بیشتر ببینیم او بازیگر نقش اصلی است. اما به نظر من تاثیرگذاری یک نقش مهم تر است. ابوالفضل پورعرب نیز به همین دلیل انتخاب شد که حرف هایش بر رسول  تاثیر درستی داشته باشد. حضور ابوالفضل پورعرب و عنایت بخشی و دوستان دیگر بازیگر مثل سعید حران‌اف در نقش جعفر و جمشید صفری در نقش رسول و بازیگران زن این فیلم توانست تیم خوبی از بازیگران را به ما بدهد. با اینکه برخی از بازیگران جلوی دوربین رفتن را تجربه نکرده بودند. انتخاب پورعرب به جز تاثیر گذاری نقش به این دلیل بود که تجربه بالایی در بازیگری دارد و به راحتی با بازیگر مقابل رابطه برقرار می کند. خوشبختانه تجربه این بازیگران در کار به ما کمک بزرگی کرد.

با توجه به مضمون اصلی این داستان و نشان دادن یک ورزش پهلوانی صفاتی چون گذشت و بخشش نیز با آن همراه شده بود، اما در پایان این تله فیلم پیش زمینه ای برای بخشش ازسوی جعفر که بسیار هم نسبت به رسول تنفر دارد نشان داده نمی شود، علت چیست؟

به این خاطر که هدف اصلی این طرح بخشش و گذشت بود. جعفر می بخشید و دست خود را به شمت رسول دراز و او را از خاک بلند می کند. به عقب تر که برمی گردیم متوجه می شویم که رسول از دوست و هم سلولی اش (ابوالفضل پورعرب) نقاشی یاد می گیرد و تصویر ذهنی خودش را از تعداد کشتی هایی که می خواهد بگیرد و به جعفر برسد می کشد. از سویی وقتی جعفر زنی را عاشقانه دوست دارد یعنی به کلمه ای به نام عشق اعتقاد دارد. متوجه می شود که با مرگ رسول برادرش برای او زنده نخواهد شد. بخشش از سوی جعفر لازم است تا خودش نیز به زندگی برگردد. چون اگر جعفر رسول را نمی بخشید زندگی خودش نیز از هم می پاشید. همیشه در بخشش، فرد چیزی هدیه می گیرد و آن برگشت زندگی جعفر به خودش بود. مانند یک نمونه واقعی اگر شما از سر تقصیرات کسی می گذرید حتماً خدا نیز از سر گناهان شما نیز می گذرد. در گذشت و بخشش لذتی وجود دارد که در انتقام نیست.

فرانک قنبری

alt