اقتصاد مقاومتی؛ تولید - اشتغال | چهارشنبه، ۴ مرداد ۱۳۹۶

دنياي آدم هاي دوست داشتني - نگاهی به فیلم تلویزیونی توریست تولید صدا و سیمای مرکز کرمان - صفحه محتوایی خبر

 

 

مشاهده خبر

« بازگشت

دنياي آدم هاي دوست داشتني - نگاهی به فیلم تلویزیونی توریست تولید صدا و سیمای مرکز کرمان

  با اين که کشور ما مردمي با آداب و سنن گوناگون را در خود جاي داده و فرهنگ مردم در هر گوشه آن با نقطه ديگر تفاوت دارد، بسياري از آداب و رسوم و نحوه زندگي مردمان، براي ما هنوز ناشناخته است؛ شايد تفاوت ها آنقدر زياد و فرهنگ هر منطقه اي آنقدر منحصر به فرد و متفاوت است که نمي توان همه آنها را شناخت.

اما برنامه هايي که در تلويزيون براي شناساندن برخي مناطق کشورمان تهيه مي شود، مي تواند گوشه اي از اين آداب و رسوم را به نمايش بگذارد. گاهي اين برنامه ها در قالب مستند ساخته مي شود و گاهي داستاني که در آن خطه اتفاق مي افتد، دستمايه ساخت فيلم سينمايي يا تلويزيوني قرار مي گيرد که در دل آن بسياري از عادات و ديدگاه هاي مردمان يک ناحيه به تصوير کشيده مي شود. داستان تله فيلم «توريست» به کارگرداني احسان عبدي پور، در نقطه اي از کشور با جغرافيايي خشک و بي آب و علف اتفاق مي افتد. با معماري مخصوصي که در همه جاي تصوير به چشم مي خورد و لهجه اي منحصر به فرد که براحتي قابل تشخيص نيست که مربوط به کجاست. اما به کمک زيرنويسي که شبکه شما در حاشيه فيلم تکرار مي کند و آنچه در ميانه فيلم به صورت مستقيم گفته مي شود، بيننده متوجه مي شود که احتمالا اين زمين و آسمان سختگير و داغ، جايي نزديک شهر کرمان است.

alt

توريست، داستاني بومي ندارد، يعني طرز برخورد مخصوص اهالي يک منطقه نيست که موجب اتفاق افتادن داستان مي شود. مي توان تصور کرد که اين قصه با تغييراتي در شکل ظاهري يعني سر و شکل آدم ها و طبيعت، عينا در جاي ديگري از کشورمان اتفاق بيفتد. داستان از اين قرار است که عده اي توريست خارجي وارد روستايي مي شوند. پسر يک خانواده آلماني سوار موتور مجتبي (پسربچه اي از اهالي منطقه) مي شود و با آن تصادف مي کند. دکتر محلي او را درمان مي کند و او با خانواده اش به محل ديگري مي رود، اما مجتبي فکر مي کند که بايد از او عذرخواهي کند. بنابراين به دنبال او راه مي افتد تا پيدايش کند. با اين که اين داستان مي تواند در هر نقطه اي اتفاق بيفتد، اما حالا که بستر آن روستايي کويري است، در طول داستان تا اندازه قابل توجهي به فرهنگ و رسوم آن منطقه اشاره مي شود. در حالي که اصل ماجرا چيز ديگري است، بدون اين که گزافه گويي يا زياده روي صورت بگيرد، در حاشيه فيلم چکيده اي از آداب و سنن آن منطقه به تصوير کشيده مي شود. مثلاطريقه مهمان نوازي و جشن و پايکوبي مردمان آن ناحيه بدون اين که لطمه اي به ضرباهنگ فيلم وارد کند، به بيننده معرفي مي شود.

شخصيت هاي فيلم توريست آدم هايي دوست داشتني هستند که بعد از اين که چند دقيقه از ورود آنها به فيلم گذشت، وقتي که بيننده با زبان و لهجه آنها مانوس شد و سر از دنياي آنها درآورد، او را همراهي مي کنند. غير از دو پسربچه اي (مجتبي و دوستش صالح) که داستان اصلي فيلم را پيش مي برند، بزرگ ترهايي در فيلم هستند که حضور هرچند کوتاه شان معمولابا اميد همراه است؛ اميدي که راه را براي قدم بعدي بچه ها هموارتر مي کند. بچه ها در دنياي کودکانه شان غرق هستند.

مجتبي از بزرگ ترهايش که در دنياي کودکانه او به دلايلي کوچک، آدم هايي فهميده و حتي دانشمند به نظر مي رسند، سوالاتي مي پرسد که نشان از تخيل قوي و کنجکاوي کودکانه او دارد.

مثلااين سوال که «شب ها در آسمان چه اتفاقي مي افتد» پرسشي است که بيشتر ما بزرگ ترها به آن فکر نمي کنيم. شايد زماني چنين سوالاتي در ذهن بسياري از بچه ها بوده، اما با گذشت زمان، اين سوالات به دست فراموشي سپرده مي شوند. اما غير از اين که طرح اين سوالات به اين اشاره مي کند که چقدر آدم بزرگ ها نسبت به شگفتي هاي دنياي پيرامون شان بي توجه هستند، تلنگري هم به مخاطب مي زند. بچه ها به دليلي خودشان را به آب و آتش مي زنند که آدم بزرگ ها ترجيح مي دهند در چنين موقعيت هايي دست روي دست بگذارند و تاسف بخورند. بچه ها همه چيز را امتحان مي کنند؛ مجتبي دستمال سفيدي را کثيف مي کند تا ببيند بعد از شسته شدن مثل اولش مي شود يا نه. بعد که تفاوت را مي بيند به اين نتيجه مي رسد که وقتي دل چرکين شد، هر چقدر شسته شود، مثل روز اول نمي شود.

alt

نکته مثبت فيلم اين است که وقتي قرار است داستان را از نگاه دو پسربچه دنبال کنيم، واقعا همين اتفاق مي افتد. هرچه آنها مي بينند و مي فهمند در فيلم گفته مي شود طوري که وقتي پسربچه اي همسن و سال آنها ماجراي فيلم را ببيند، به اندازه آنها از ماوقع سر در مي آورد. گرچه بزرگ ترها به خاطر تجربه هايي که دارند برداشت هايي فراتر از دريافت هاي آنها دارند. مثلادر جايي از فيلم دو پسربچه توسط فردي دزديده مي شوند و به مکاني زندان مانند انتقال داده مي شوند که چند پسربچه همسن و سال خودشان هم آنجا هست. اين دو نمي دانند که چرا دزديده شده اند، آنجا کجاست و اين همه بچه آنجا چه مي کنند.

تا پايان هم همان طور که اين بچه ها از دليل اتفاقي که افتاده آگاه نمي شوند، مخاطب کودک هم با همين سوالات مواجه مي شود و مثل آنها پاسخي نمي گيرد. بچه ها با دنيايي آشنا مي شوند که هم سن و سال هايشان در آن دنيا زودتر از اينها مرد يا نامرد شده اند. بعضي از آنها راه هاي خلاف را زودتر ياد گرفته اند و در چهره بعضي از آنها بغضي ديده مي شود. همين تفاوت هاست که باعث به وجود آمدن يک جور تعليق در مخاطب مي شود و او را نگران آينده اي که در انتظار پسربچه هاست، مي کند.

توريست، مي توانست بسيار کند و ملال آور باشد. همين طور وسوسه نشان دادن و شناساندن آن فرهنگ و تاريخ و جغرافيا، مي توانست فيلم را به حالتي متظاهرانه در بياورد، اما اين فيلم از اين چالش ها به سلامت مي گذرد و در نهايت به اثري تبديل مي شود که احساسات تماشاگر را تحريک مي کند و او را تحت تاثير قرار مي دهد، اما اين کار را با ظرافت و خوش سليقگي و بدون اين که از کنترل خارج شود انجام مي دهد.

شروينه شجري كهن

alt