اقتصاد مقاومتی؛ تولید - اشتغال | دوشنبه، ۵ تیر ۱۳۹۶

نگاهی به تله فیلم سپید و سیاه / در جست وجوی پسر - صفحه محتوایی خبر

 

 

مشاهده خبر

« بازگشت

نگاهی به تله فیلم سپید و سیاه / در جست وجوی پسر

تله فیلم سپید و سیاه که کاری است از سیمای مرکز کرمان، به واقع نقبی می زند به یکی از مشکلات ریشه ای فرهنگی که هنوز در بسیاری از نقاط این سرزمین به چشم می آید. فیلم تصویرگر دیدگاه های عوض (فردوس کاویانی) است. فردی که با آن که صاحب گاوداری است و ظاهراً هیچ چیز در زندگی کم ندارد از مساله ای در رنج است. او پسر ندارد و وقتی همسرش عفت خبر می دهد که فرزند پنجم آن ها نیز دختر است، از خانه و کاشانه بیرون می زند تا راهی دیگر در پیش می گیرد.

فرهاد طب نوری در مقام فیلمنامه نویس اثر تلاش نموده تا مخاطب را با شخصیت عوض در موقعیت های مختلف همراه نموده تا از نوع نگاه او به مناسبات زندگی اطلاع حاصل کند. با این حال ضعف های موجود در شخصیت پردازی اثر، عوض را فردی ساده لوح، بی سواد و کم خرد نشان می دهد که خیلی زود تحت تاثیر دیگران قرار می گیرد. این چنین است که به راحتی خام حرف های برادرش می شود و قصد می کند با ازدواج با یکی از خانم های کارگر گاوداری، آرزوی دیرینه اش در دستیابی به فرزند پسر را تحقق بخشد. شخصیت ربابه نیز با اینکه از اساس با چنین ازدواجی مخالف است به گونه ای عجیب راضی به این وصلت می شود. درباره شخصیت های دیگر نیز موارد مختلفی را می توان نمونه آورد که با پیش فرض های اولیه چندان همخوانی ندارد.

alt

مشکل اصلی فیلمنامه کم مایه بودن قصه و نیز تکراری شدن کنش ها و واکنش های شخصیت ها به واسطه کمبود مصالح لازم برای پیشبرد درام فیلم است. امین امانی تهیه کننده و کارگردان سپید و سیاه نیز سادگی و سهل انگاری های موجود در فیلمنامه را در اجرا تداوم بخشیده و ضمن پرهیز از حرکات پیچیده و خاص دوربین، ریتم کند و یکنواختی را برای روایت قصه برگزیده است. میزانسن ها و دکوپاژ اثر چشم نواز نیست و گفت و گوی های دو نفره (خصوصاً بین عوض و برادرش) غالباً نمایشگر کلوزآپ صورت بازیگران است که احساس خوشایندی به بیننده منتقل نمی کند. فیلم با صحنه های کشدارش به واقع ساختاری سریالی دارد و چون فاقد جذابیت های بصری است خیلی زود زمینه خستگی مخاطب را فراهم می کند. امانی می توانست از لوکیشن گاوداری بیش از این ها بهره برده و بدین وسیله ضمن معرفی کامل تر شخصیت عوض، عناصر جذاب تری را به فیلم تزریق کند.

با این وجود موردی که بیش از هر چیز آزار دهنده می نماید این است که شخصیت های زن فیلم در برابر مردان، کاملاً منفعل بوده و در برابر رخدادهای پیش آمده، حرفی برای گفتن نداشته و از پیش دست ها را به علامت تسلیم بالا می برند. این ویژگی به خصوص در دو شخصیت عفت و ربابه دیده می شود که انگار حاضرند بدون هیچ دلیل موجهی از حق و حقوق خود گذشته و عنان کار را در اختیار شخصیت مرد قصه قرار دهند.

در حالی که فیلم تا پایان بندی، کورسوی امیدی برای بازگشت قهرمان فیلم به دامان خانواده باقی نگذاشته است، به یکباره و بصورت خلق الساعه سیاهی ها، سپید می شوند و زندگی شیرین می شود. گویی سخنرانی روحانی مسجد، گله و شکایت همسر، نصیحت های مادر، آموزش های فرزند و ... همه با هم دست به دست هم داده تا پایان بندی عجیب فیلم شکل بگیرد. جایی که پس از تمامی کش و قوس ها، شخصیت عوض در دفترخانه از ربابه می خواهد که به جای ازدواج با او، به عقد خواستگار جوانش درآمده و البته زندگی شیرینی برایش آرزو می کند! انگار همه ی آن بستر سازی ها به صورت ناگهانی و در یک لحظه جواب داده و شخصیتی این چنین مصر به داشتن فرزند پسر، به یکباره همه چیز را به باد فراموشی می سپارد. ربابه نیز در کمال ناباوری این مساله را پذیرفته و به راحتی به همسری مرد دیگری در می آید. آخرین صحنه فیلم که نشان دهنده درک شخصیت عوض از موضوع چگونگی تولد فرزندان دختر و پسر است نیز آن چنان طنزآمیز است که جای هیچ صحبتی باقی نمی گذارد.

امانی در انتخاب بازیگران نیز می توانست بهتر عمل کند. در انتخاب و البته بازی فردوس کاویانی که مشکلی نیست ولی در انتخاب سایر بازیگران (به خصوص بازیگر نقش عفت)، می توانست دقت بیشتری صورت گیرد.

در چنین حالتی عفت، همسری است که از نظر سن و سال آن قدر بزرگتر از عوض می نماید که بیننده او را با مادرش اشتباه می گیرد! بازی های بازیگران فرعی و نحوه ادای دیالوگ های آن ها که با لهجه و گویش محلی بیان می شود نیز جای کار بیشتری داشته و می توانست از حالت تصنعی کنونی خارج شود. همچنین موسیقی متن در بسیاری از صحنه های فیلم بر تصاویر سوار است و گاهی حجمش آن قدر زیاد است که آزاردهنده می نماید.

در عین حال مساله ای که بیش از هر چیز مهم می نماید چرایی نمایش فیلم هایی نظیر "سپید و سیاه"  در یکی از شبکه های سراسری است. بدون شک هر فیلمی پیش از تولید و نمایش، مخاطب سنجی شده و برای قشر خاص یا رده سنی مشخصی ساخته و به تصویر در می آید. پخش و نمایش آن در شبکه های سراسری که طیف وسیعی از مخاطبان در رده های سنی مختلف و با سطح تحصیلی گوناگون،ب یننده آن هستند می تواند آسیب هایی چون نارضایتی مخاطبان و در نتیجه ریزش تدریجی آنان را به دنبال داشته باشد. فیلم هایی از این جنس قطعاً بهترین گزینه برای نمایش در شبکه های استانی بوده و حتی می توانند بسیاری از بینندگان پر و پا قرص این شبکه ها را راضی نمایند. همچنین این قبیل فیلم ها در نهایت آموزش های لازم و نکات تربیتی مدنظر را به جامعه هدف منتقل کرده و از این حیث کارکردی آموزشی و تربیتی نیز می یابند.

فرهاد خالدار

alt