جهش تولید | سه‌شنبه، ۲۹ مهر ۱۳۹۹

گفتگو با امین رسولی دارنده بیش از سی مدال جشنواره های داخلی و خارجی - صفحه محتوایی خبر

 

 

گفتگو با امین رسولی دارنده بیش از سی مدال جشنواره های داخلی و خارجی

امين رسولي در سال 1351 در اردبيل به دنيا آمد و تحصيلاتش را در اردبيل به انجام رساند. در دوره كارشناسي در دانشگاه آزاد اسلامي فقه و مباني حقوق اسلامي ادامه تحصیل داد. در سال 1384  وارد دانشكده صداو سيما شده و مدرك فوق ليسانس رشته راديو با گرايش تهيه كنندگي اخذ كرد. در حال حاضر به عنوان تهيه كننده، آهنگساز، نويسنده، كارگردان و مجري در صداو سيماي مركز اردبيل خدمت مي­كند در این گفتگو با این هنرمند که بیش از سی مدال در جشنواره های داخلی و بین امللی کسب کرده بیشتر آشنا خواهید شد.

از چه زماني ذوق و استعداد هنري خود را كشف كرديد و چگونه آن را پرورش داديد؟   

از دوران تحصيل در مدرسه ابتدايي علاقه بسيار زبادي به شعر و تئاتر داشتم8-9  سال بيشتر نداشتم كه به عنوان كتابدار كتابخانه كوچك مسجد محله انتخاب شدم و در آن دوران فرصتي پيش آمد كه بسياري از كتاب هاي داستان و تاريخي آن كتابخانه را بخوانم. در آن سن و سال من افسانه گيلگمش، تاريخ زندگي ابوذر غفاري، كريم خان زند و اكثر قصه هاي هوشنگ مرادي كرماني و قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب را خوانده بودم.

alt

از طرفي  معمولا در مدرسه با هم سن و سال هاي قديمي خودم نمايش مي نوشتيم و بازي مي­كرديم. تا اينكه در اوايل دوره دبيرستان از طريق مدرسه  جذب گروه­هاي حرفه­اي نمايش شدم و در كلاس­هاي هنري آموزشي امور تربيتي آموزش و پرورش و خانه فرهنگ اداره فرهنگ و ارشاد اردبيل شركت كردم و با آشنايي با پيشكسوتان نمايش اردبيل مخصوصا مرحوم داود جلايي و روح الله حبيب زاده علاقه ام به كارهاي هنري بيشتر شد. همزمان با اين فعاليت­ها به انجمن هاي ادبي مختلف نيز رفت و آمد داشتم و به تدريج جرات سرودن شعر و نوشتن و ارائه آن در مجالس ادبي را پيدا كردم.

چگونه جذب صدا و سيماي مركز اردبيل شديد و با چه شغلي شروع كرديد؟

همان­طور كه عرض كردم از كودكي علاقه بسيار شديدي به نمايش و قصه و البته موسيقي بي كلام داشتم. با هزار مصيبت كاست هاي موسيقي فيلم  و موزيك هاي بيكلام را تهيه مي كردم و گوش مي دادم و جالب آنكه مي ديدم به غير از من كسي به اين نوارها علاقه مند نيست. به راديو هم علاقه زيادي داشتم . قصه شب راديو و صبح جمعه با شما را حتما گوش مي­كردم و چون آن اوايل تلويزيون هم نداشتيم در خانه بيشتر با راديو دمساز بوديم. يادم مي آيد يك راديوضبط قديمي  آيوا داشتيم. آن موقع من دوستانم را جمع مي كردم و با آن­ها مثلا برنامه راديويي و نمايش ضبط مي كرديم و چون امكان ميكس موزيك با كلام نبود همواره در آرزوي آن بودم كه كاش يك روزي امكانات آن را داشته باشم كه بتوان همزمان موسيقي و كلام خودمان را ضبط و به اصطلاح ميكس كنم تا اينكه در دوران دبيرستان در همان سال­هايي كه به صورت نسبتا جدي وارد عرصه نمايش شدم. در اواخر سال 66 روزي زنده­ياد مهندس داود جلايي مرا براي ضبط مجموعه نمايش­هاي طنز نوروزي به راديو برد در آنجا اولين بار صدا پيشگي را تجربه كردم. تهيه كننده برنامه آقاي مقصود يحيوي بود؛ ايشان و مدير راديو آقاي عادل قديمي از من خيلي خوششان آمد و خواستند كه در زمينه نگارش و بازيگري نمايش­هاي راديويي با آنها همكاري كنم. پس از مدتي كوتاه با برنامه هاي تلويزيوني مركز هم همكاري خودم را آغاز كردم و رفته رفته به كارهاي ديگري از جمله اجرا ، كارگرداني و تهيه كنندگي هم رو آوردم.

چه دوره‌هاي آموزشي را طي كرديد و نقش چه اساتيدي در ارتقاء دانش و بينش برنامه سازي در شما پر رنگ‌تر بود ؟

بنده خودم را همواره در حال آموزش مي­بينم. بخشي از آموزش­ها غير رسمي و به صورت عملي و كاربردي بوده است. در آن اوايل از حضور اساتيدي مثل مرحوم داود جلايي كه از ستاره ­هاي درخشان نمايش در منطقه آذربايجان محسوب مي­شود خيلي بهره بردم، همچنين سال­ها دستياري آقاي يحيوي را كردم و ايشان حق بزرگي بر گردن من دارند. بعدها يعني بعد از دوراني كه به جشنواره­ها راه پيدا كردم از اساتيد و پيشكسوتاني مانند؛ آقايان سروري، شجره، سركارپور و شيشه گران خيلي استفاده بردم. اما دسته اي از  اين آموزش­ها، به صورت كلاسيك بوده و مثلا در طي دوره­هاي آموزشي ضمن خدمت يا دوران تحصيل در دانشكده انجام گرفته است. شخصيت­هاي ارزشمندي مانند دكتر قطب­الدين صادقي، دكتر گيويان، دكتر بكان، دكتر نامور مطلق و ... افق­هاي جديدي را پيش رويم گشودند و من مديون آن عزيزان هستم.

موسيقي يكي از عناصر اصلي توليد در برنامه‌هاي راديويي است دانش آهنگسازي چه تاثيري در توليد برنامه‌هاي جذاب داشته‌ است؟

پاسخ اين سؤال شما در متن پرسش نهفته است. همان­طور كه خودتان اشاره کردید موسيقي يكي از عناصر اصلي راديو است و شايد مهمترين آن­ها. امروزه كارشناسان رسانه معتقدند برنامه ساز بايد با موسيقي آشنا باشد. يعني فقط اين­طور نيست كه اگر تهيه كننده داراي درك موسيقي بود بهتر برنامه­سازي مي­كند بلكه اين درك و دانش از الزامات كار است. دانش آهنگسازي نه تنها به برنامه سازي چون بنده كمك مي­كند كه از موسيقي استفاده بهتر، بجا و گسترده­تري بكند و مثلا بتواند انتخاب­هاي عالمانه و ميكس­هاي حاذقانه­اي داشته باشد يا حتي موسيقي آرم يا موزيك متن برنامه­اش را خود بنويسد و بسازد بلكه فراتر از آن، شناخت و درك موسيقيايي ذهن را بارور مي­كند. خيلي از نكات فني و ساختاري توليد برنامه، اعم از چيدمان، تقطيع، تقارن، حفظ ريتم و تمپو، رنگ­آميزي صدا و تركيب و ... براي تهيه­كننده­اي كه از موسيقي سررشته دارد بهتر و عميق­تر فهميده مي­شوند. بنابراين براي توليد برنامه­هاي جذاب و خلاقانه دانش موسيقيايي يك مولفه تاثيرگذار حتمي و قطعي است.

مؤلفه‌هاي يك تهيه كننده خوب راديويي از نظر شما چيست؟

نخست بايد بگويم كسي كه به تهيه­كنندگي به عنوان شغلي اداري نگاه مي­كند و عمده حواسش به احتساب ساعت كار و مرخصي و حقوق و از اين حرفهاست بهتر است شغل ديگري برگزيند. من تهيه­كنندگي را بالاتر از حرفه ميدانم و آن را هنر مي­نامم. بنابراين تهيه­كننده پيش از هرچيزي بايد اين­كاره باشد. يعني علاقه و استعداد هنري اين كار را داشته باشد. آموزش در هر شكلي كه در نظر بگيريم براي تهيه­كننده شدن لازم است. مطالعه و آشنايي با ادبيات، هنر مخصوصا نمايش و موسيقي، مباحث كلامي و نظريات مربوط به رسانه و تا حدي جامعه شناسي، ‌روانشناسي، معارف ديني و اطلاعات عمومي براي تهيه­كننده  ضروري به نظر مي­رسد. تجربه كردن، روش­هاي خلاقيت را دانستن، گوش كردن به ديگر راديوها، ذكاوت و تيزبيني هم از ديگر مولفه­هاي تهيه­كنندگي محسوب مي­شود.

آيا حساب تعداد جوائزي كه در جشنواره‌هاي متعدد كسب كرده‌ايد داريد؟ مهمترين آن‌ها را نام ببريد ؟

دقيقا نه. بیش از سي جايزه و رتبه و مقام از جشنواره هاي توليدات مراكز صداو سيما، جشنواره تئاتر فجر، جشنواره نماز و جشنواره­هاي اقتصاد و رسانه، خبر و برنامه­هاي سياسي و ... كسب كرده ام. اولين بار در سال 1376 از جشنواره چهارم براي برنامه" جوانلار گله­جك اميدلري" (جوانان اميدهاي آينده) سه جايزه بهترين تهيه­كنندگي و نويسندگي و جايزه ويژه پرداختن به موضوع جوان را كسب كردم و چون هم اولين بار بود و هم در آن سال تعداد نفرات منتخب خيلي محدود بود و از هر شغل فقط يك نفر در همه ساختارها انتخاب شده بود برايم خيلي شيرين بود. يكي از افتخارات بنده در آن سال اين بود كه از نخستين افرادي بودم كه از ساند افكت و قطعات پالس مانند موسيقي كوتاه و گزارش­هاي تقطيع شده (كه امروزه خيلي رواج دارد) در برنامه­هاي تركيبي استفاده كردم و به خاطر همين در متن بيانيه هيئت داوران در آن جشنواره درباره برنامه­ي مذكور؛ از توصيفاتي مثل كم نظير و نظاير آن استفاده شده­بود. در سال هاي پس از آن به استثناي برخي موارد اكثرا در دوره­هاي پي در پي جشنواره ها، برنامه­هاي ارسالي مانند نمايش­هاي راديويي نگار، حصار، ‌ساوالان، شوق پرواز، مارال، ائل كاروانسراسي و برنامه­هاي ياشيل يارپاق، آفتاب تا هميشه، جوان اميد فردا، سلامي دوباره، پيام انبياء و... توانست جوايزي در زمينه تهيه كنندگي، ‌بازيگري نقش اول، كارگرداني و نويسندگي را براي بنده به ارمغان بياورد. هر يك از اين برنامه­ها با تلاش جمعي همكارانم توليد شد كه البته بعضي از آن عزيزان هم به خاطر تلاش و هنرنمايي­هايشان در برنامه­هاي مذكور چه در زمينه صدابرداري و چه در بخش هاي اجرا و بازيگري جوايزي را اخذ كرده اند. يكي از برنامه­هايي كه افتخارات متعددي از آن خود كرد نمايش راديويي "مارال" بود كه سال 86  در  جشنواره توليدات مراكز جوايز نويسندگي، تهيه كنندگي و صدابرداري  و بخش ويژه دفاع­مقدس را از آن خود كرد. همچنين اين نمايش راديويي در بيست و ششمين جشنواره تئاتر فجر به صورت زنده  و در روي سن اجرا شد كه بنده در اين جشنواره رتبه اول نويسندگي و جايزه بهترين بازيگري مرد را اخذ كردم.

شما يكي از معدود تهيه كنندگاني هستيد كه در زمينه بين المللي هم افتخاراتي كسب كرده‌ايد. اين توفيقات در كدام جشنواره‌ها و براي چه برنامه‌هايي بوده است؟

در  هشتمين جشنواره بين المللي راديو به خاطر توليد "آرم استيشن راديو ايران" تنديس و نشان جشنواره و جايزه بهترين تهيه­كنندگي را كسب كردم. در نهمين جشنواره بين المللي براي توليد برنامه "مثنوي عشق" درباره شخصيت مولانا رتبه و جايزه اول تهيه­كنندگي اين جشنواره همچنين نشان هنري و لوح تقدير از سوي سازمان يونسكو به همراه مدال طلاي مولانا و لوح تقدير فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي ايران به بنده اعطا شد. در سال 1389  از سومين اجلاس جهاني صدا نيز تنديس و جايزه بهترين مقاله علمي را براي نگارش مقاله اي درباره قابليت­هاي رسانه­اي خنياگران بومي آذربايجان كسب كردم.

با توفيقات متعدد در زمينه‌هاي توليد برنامه‌هاي پر مخاطب و كسب جوائز داخلي و بين المللي صدا و سیمای استانی چه تسهيلاتي براي سهولت فعاليت‌هايتان در زمينه برنامه سازي فراهم کرده است؟

 حقيقتش را بخواهيد بيش از آنكه مركز تسهيلاتي در اختيار بگذارد انتظاراتش بالاتر رفته است. البته انصافا محبت و عنايت همكاران و مديران را نبايد ناديده گرفت. اما در كل فضاي كار در مراكز مانند تهران نيست. طبعا به دليل كوچكي محيط و نبود امكان فعاليت بيشتر و در سطحي بالاتر و فقدان تعدد شبكه برخلاف تهران افرادي مانند بنده پس از مدتي در يك ماراتن نفس­گير واقع مي­شوند كه همواره بايد خود را  در جشنواره ها و ارزيابي ها بالاتر و بالاتر بكشند حال آنكه نه تنها اين امر عملي نيست بلكه برنامه­ساز را از هدف اصلي منحرف و دچار جشنواره زدگي و ارزيابي زدگي مي كند و دامنه خلاقيت را كم مي­كند، درست مانند وزنه برداري كه بايد مدام به فكر حفظ و يا شكستن ركورد باشد. چون در يك مركز كوچك اگر شما صد افتخار هم كسب كرده باشيد اگر يك بار نتوانيد جايزه بگيريد برچسب­هاي مختلفي به شما زده خواهد شد. اما در تهران و ديگر نقاط دنيا ابدا اين طور نيست. اگر كسي يكبار لياقت و توانش را ثابت كرد كافي است. راديو تيم يا باشگاه ورزشي نيست. هدف اصلي شبكه استاني بايد جلب مخاطب باشد نه رقابت با ساير شبكه­ها آن هم در زمينه كسب نمره يا جايزه. مگر شخصيت­هاي محترم رسانه­اي يا هنري و فرهنگي كشورما يا ديگر كشور ها مثلا همين داوران و كارشناسان محترم راديو يا تلويزيون بايد هرسال جايزه بگيرند؟ مگر استاد فرشچيان يا استاد عزت­الله انتظامي يا علي نصيريان و صدها هنرمند ديگر در سطوح گوناگون بايد همواره براي كسب جايزه بكوشند تا از چشم­ها نيفتند؟ صريح مي­گويم من با 24 سال تجربه موفق در اكثر مشاغل و مناصب راديو و با دارا بودن مدرك كارشناسي ارشدِ صد در صد مرتبط با رسانه و آن همه جايزه و رتبه و مقام كه شايد در كل سازمان و رسانه­هاي كشورهاي ديگر  نصيب كمتر كسي شده است، در حال حاضر حس مي­كنم به اين تجارب، مدارج و توانمندي­ها چندان بهايي داده نمي­شود! مسئولان وكارشناسان محترم ستادي تهران و مديران داخلي مركز همچنان از افرادي مانند حقير انتظار دارند مانند يك جوان پويايِ پر انرژيِ جوياي نام،  بيشتر و بيشتر جايزه و رتبه كسب كنم و جالب آنكه چون انتظارشان از من بي مقدار بالاتر رفته شاهكار هم بسازم سخت­تر و كمتر مي­پسندند. حالا بماند كه افراد نادري هم هستند كه  ممكن است در اين ميان مقدار كمي غرض و حسادت هم قاطي بكنند. اگر توجه بيش از حد به ما بشود آن­وقت ديگران دلخور مي­شوند و ممكن روند اداره مركز مختل شود. بنده دقيقا نمي دانم چرا سيستم سازمان اين­گونه عمل مي­كند؟ اگر كارمندي در سازمان ما كارمند نمونه بشود در ارتقاي شغلي او موثر است ولي  كسب بيش از سي جايزه ملي و بين­المللي هيچ تاثيري ندارد. بايد مديران ارشد سازمان در اين بحبوحه جنگ نرم رسانه­اي به خاطر اين اينكه با غول­هاي رسانه­اي جهان در ستيز است سربازان زبده خود را بشناسند و آن­ها را به همكاري در سطوحي موثرتر بخوانند.

پرمخاطب‌ترين برنامه راديو اردبيل با عنوان جمعه گور شور به تهيه كنندگي شما توليد و پخش مي‌شود؟ رمز اين پرمخاطب بودن چيست؟

 خلاقيت و نوآوري صراحت لهجه، شجاعت در بيان مسايل، توجه به طنز شيرين منبعث از داشته­هاي فرهنگي و فولكلوريك و نزديك شدن به زبان مردم و معضلات و مسايل مبتلا به آنها را طرح كردن، در طول شانزده سال پخش اين برنامه را همچنان در صدر برنامه­هاي پرمخاطب قرار داده است. در مقاطعي اين برنامه حتي 80 درصد شنونده داشته است. طبعا نيروي انساني در اين توفيق حرف اول را مي زند من سعي كرده ام همواره از بهترين نيرو ها استفاده كنم.

 مهمترين موانع برسر برنامه‌هاي طنز چيست؟

دو دسته عامل بيروني و دروني برسر راه برنامه هاي طنز مانع تراشي مي­كنند. اساسا در جامعه ما مخصوصا استان­ها تحمل نقد و طنز گزنده پايين است. گاهي به هر دلیلی دايره طنز در انتقاد از دستگاه­هاي دولتي محدود تر مي­شود. برخي از طنز نويسان يا برنامه­سازان به خاطر ريسك بالاي كار دچار خودسانسوري مي شوند. ديگر مانع آن ضعف علمي و معرفتي برخي از افراد است كه اسماً كار طنز مي­كنند اما كارشان هجو، هزل، فكاهه و عمدتا لودگي است.

شما از معدود برنامه سازان هستيد كه غير از تجربه به لحاظ آكادميك هم فارغ التحصيل كارشناس ارشد رسانه با گرايش راديو هستيد. دانش تخصصي تئوري چه قدر در بينش برنامه سازي شما تأثير داشته است ؟

بي ترديد اثري فوق العاده­ داشته­است. اساسا مباحث تئوريك مربوط به رسانه به چند محور عمده تقسيم مي­شود كه به نظر من مهم­ترين آن­ها عبارتند از؛ اول نظريه­پردازي­ها و مباحث تئوريك پيرامون فرهنگ، جامعه­شناسي، ارتباطات و  به ويژه شناخت رسانه­ها كه بينش برنامه­ساز را توسعه مي بخشد و به ايده­هاي توليدي او عمق مي­بخشد. دوم موضوعات مربوط به اصول برنامه­سازي مخصوصا روش­هاي نوين و مجموعه­اي از مطالب گسترده كاربردي كه توان حرفه­اي و خلاقيت برنامه­ساز را بالا مي­برد. سوم بحث­هاي فني - تكنيكي  و هنري كه باعث چالاكي و ارتقاي كيفيت كار مي­شود. من اعتراف مي­كنم تحصيلات آكادميك در ارتقاي كيفي كارهايم خيلي موثر بوده و برخي از توفيقاتم را مرهون اين تحصيلات مي­دانم. اما يك نكته تاسف بار اين است كه پس از فارغ التحصيل شدن و مواجهه با روند جاري سازمان  آدم انگيزه­اش را تا حدي از دست مي­دهد.  وقتي شما شاهد باشيد عده­اي بدون دارا بودن تخصص علمي سليقه­هاي غلطشان را به نام اصول يا مشي سازماني به همه تحميل مي­كنند و شما ناچاريد برخلاف مسلمات و اصول مبرهن درسي كه خوانده­ايد كوركورانه اطاعت كنيد كاركردن برايتان سخت­تر مي­شود.

چه نيازی باعث شد غير از برنامه سازي راديو به شيوه مدرن آن يعني پادكست به فضاي وب روي آورديد؟ اين فعاليت چه باز خورد و نتيجه‌اي داشت است؟

 راستش را بخواهيد بنده از اولين كساني هستم كه در ايران راديو اينترنتي شخصي يا پادكست راه اندازي كردم. به دليل اينكه ذاتا پادكست رسانه­اي اينتراكتيو و دوسويه است لذا دليل اين فعاليت عمدتا اين بود كه بتوانم با مخاطباني از جنس ديگر ارتباط برقرار كنم و بازخوردشان را ارزيابي كنم. خوشبختانه بعضي از برنامه­ها يا فايل­هاي صوتي پخش شده از پادكست "راديو امين"  در فضاي وب خيلي اثر گذاشت. مثلا من يك كليپ درباره جنگ و صلح داشتم كه فردي فرانسوي ضمن رعايت كپي رايت با استفاده از عين اين كليپ صوتي نماهنگي ساخته بود. يا مثلا صداهاي آرشيوي مربوط به مظفرالدين شاه، مصدق، چرچيل و ... را كه در پادكست ارائه كرده بودم مورد استقبال خيلي از وبلاگ نويسان و صاحبان سايت ايراني و خارجي قرار گرفته بود و لينك هاي متعددي در تعداد زيادي از سايت ها در اين ارتباط هنوز هم وجود دارد. چندبار هم يكي دو سايت بين­اللملي  از جمله Global Voice Online خبرهاي مربوط به پادكست بنده از جمله تنظيم و ساخت "موسيقي پلنگ صورتي با سازهاي تركي" را ضمن ابراز تحسين و شگفتي منتشر كرده و لينك داده­بودند. هر از گاهي به وسيله پادكست برخي از دوستان قديمي كه سال­هاست همديگر را نديده­ايم ايجاد ارتباط مي­كنم كه اين هم خيلي خوب است.

از چه سالي فعاليت‌هاي خود را در سيماي مركز آغاز كرديد؟ و نحوه همكاريتان در چه مشاغلي است؟

فكر كنم يكسال پس از فعاليت در راديو با سيما هم همكاري را آغاز كردم. ابتدا عمدتا در زمينه كارهاي نمايشي كودك نويسندگي و بازيگري فعالیت مي كردم، در دهه هفتاد به تهيه كنندگي برنامه­هاي اجتماعي و ادبي و نمايشي روي آوردم. اما از اواخر سال 79 تا كنون بيشتر به آهنگسازي فيلم ها و مجموعه­هاي تلويزيوني و صداگذاري انيميشن و برنامه­هاي عروسكي متمركز شده­ام گهگاهي نيز اجراي برنامه مي كنم.

با اثبات توانمندي‌هاي حرفه‌اي آيا نقشي در پرورش و يا جذب استعدادهاي جوان در توليد برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني داريد؟

 البته سخن گفتن درباره اين مطلب شايد از سوي من صحيح نباشد و بهتر است ديگران در اين باره نظر بدهند اما به طور خلاصه بگويم بنده به كار كردن با جوان­ها خيلي علاقه داشته و دارم و همواره تلاش كرده ام در كمال صداقت و اخلاص دانسته هاي ناقابل خود را در اختيار اين عزيزان بگذارم. بنده قريب به ده سال مديريت باشگاه راديويي و تلويزيوني جوان را كه بعدها به باشگاه خبرنگاران جوان تغيير نام داد به عهده داشتم، مدتي هم در سروش و دانشكده خبر استان با جوانان كار كرده­ام در طول اين مدت كوشيده ام هر جواني را كه داراي استعداد و توان هنري و ضمنا تعهد و اخلاق بوده  به نحوي با حوزه ­هاي برنامه­سازي مرتبط كنم و امروز خوشحالم از اينكه بالاي صد نفر از اين عزيزان در صداوسيما يا ديگر نهادهاي فرهنگي مشغول به فعاليتند.

گفتگو از فرشید قره لی