خانه اصفهان /تله فیلم چگونه صداوسیمای مرکز استانها می توانند یک منبع راهبردی باشند و دارای مزیت کلیدی شوند؟

چگونه صداوسیمای مرکز استانها می توانند یک منبع راهبردی باشند و دارای مزیت کلیدی شوند؟

 "یادداشتی به چکیده مقاله استاد گرامی جناب آقای دکتر خجسته" در تاریخ 7/1/91

«رسانه ملی اگر بخواهد به عنوان مهم ترین ابزار فرهنگی در کشور، از عهده این کار بربیایید این چیزها را خودش تامین کند، امین نظام باشد، مورد اعتماد مردم باشد، برخوردار از مزیت های رقابتی باشد، امروز رقبای ما زیادند، چه رقبای منطقه ای، چه رقبای بین المللی، ما باید در مقابل این رقبا خود را از مزیت های رقابتی برخوردار کنیم، ظرفیت بالا در کم و کیف محصولات، هر دو مورد نظر است. نباید کیفیت را تحت الشعاع قرار دهد و به عکس » - (رهبرمعظم انقلاب اسلامی 11/9/1383)

همانگونه که اشاره شده ایجاد مزیت رقابتی درسپهر رسانه ای از وظایف مهم و اصلی صداوسیماست تا در چارچوب ادبیات راهبردی و ترکیب خاصی از رویکردهای عقلگرا و تفسیری و تطبیقی به صدا و سیمای مراکز استانی هم به عنوان یک منبع سازمانی توجه شود، تا قدرت صدا و سیما را در سپهر رقابتی رسانه ای نه تنها افزایش دهند بلکه موجب پویایی بیش از پیش سازمان گردند.

لازم است برای تحقق این امر، به ماموریتی دیگر از رسانه ملی اشاره کرد که مقام معظم رهبری فرمودند :" آرایش سازمانی و رسانه ای ما باید بگونه ای باشد که بتوانیم همه کشور

alt

 را درهمه ابعاد بپوشانیم . این آرایش باید کار آمد باشد دارای قدرت انعطاف، برای انطباق با شرایط گوناگون و پیش بینی نشده باشد، در برخورد با مسائل گوناگون توانایی، سرعت و چالاکی داشته باشد، بتواند مواضع خودش را اتخاذ کند و کار ساز باشد، اگر این چیزها تحقق پیدا کند که هر کدام از اینها شرایط و مقدماتی دارد وباید هم این مقدمات فراهم شود و تحقق پیداکند – آنگاه شما خواهید توانست هدایت و مدیریت افکار عمومی را از لحاظ فرهنگ و اخلاق و رفتار و در عرصه و امثال اینها کاملا دردست داشته باشید، هیچ کس نمی تواند با شما دراین زمینه رقابت کند."11/9/1383

در فضای رقابتی رسانه ای که بیش از دو هزار کانال ماهواره ای بر فراز آسمان ما قرار دارد و دسترسی به آنها آسان است ،(حدود 5 درصدکانال ها تخصصی اند و برنامه های مستند و علمی پخش می کنند، حدود 5 درصدشان خبری و 90 درصدشان هم برنامه های تفریحی، سرگرمی، فیلم و سریال پخش می کنند)، بررسی نقش، جایگاه و ماموریت شبکه های استان در "عصر ژئومدیا " تامل برانگیزتر است .

اگر مروری کوتاه به افق رسانه و چشم انداز در افق ده ساله سازمان صداوسیما (تا سال 93) داشته باشیم می بینیم هیچ نگاه ویژه و ماموریت خاصی به شبکه های استانی ندارد ولی به یکباره مراکز در سال گذشته با 20 ساعته و 24 ساعته شدن روبرو می شوند، در حالی که برخی از شبکه های سراسری پس از چند دهه هنوز 24 ساعته نشده بودند.

 تشبیه مراکز صداوسیما از سوی نویسنده مقاله به قمر سرگردان و حیران تعبیر بجا و مناسبی است و اینکه به نقش این قمر یا دانشکده های، دانشگاه عمومی باید خیلی قبل تر، توجه می شد ضروری تر به نظر می رسد اما چگونه ؟با چه منابع انسانی متخصصی؟ و با چه منابع مالی ؟ اگر در سال های گذشته صداو سیما با کسری بودجه مواجه بوده و درسال گذشته نیز شاید بیشتر، چگونه مراکز می توانند در سپهر رسانه ای به عنوان منبع راهبردی و مزیت کلیدی نقش ایفا کنند ؟ تغییر نگاه ساختاری یا تخصصی شدن تولیدات مراکز با کدام راهکار ؟

اگر پیشتر گفتیم از دو هزار کانال ماهواره ای، 5 درصد برنامه تخصصی تولید و پخش دارند از 50 شبکه استانی و ملی و بین المللی کشورمان چند درصد ازسوی مخاطب پذیرفته می شود که برنامه تخصصی تولید و پخش کنند ؟ نیاز سنجی و نظر سنجی دراین مقطع بیش از پیش ضرورت می یابد .

 بیش از یک دهه از راه اندازی شبکه های استانی می گذرد، تاکنون مدیران مراکز با نگاه تولید تخصصی چقدر تولید داشته اند؟ اگر تفکر و توان و تولیدات تخصصی در مراکز بوده و انجام نشده است که نیاز به بازنگری و تغییر دیدگاههاست و اگر تفکر و توان و تولید تخصصی بوده و تولید هم داشته اند، میزان آن چقدر بوده ؟در دهه گذشته شبکه های سراسری چند درصد تولیدات مراکز را پخش کرده اند؟

 قبل از راه اندازی شبکه شما از مراکز خواسته شد که تولیدات فاخر خود را برای پخش به شبکه شما ارسال کنند و چند ماهی است که از راه اندازی رسمی شبکه شما می گذرد، گرچه نگارنده معتقد است از زمان راه اندازی آزمایشی،  این شبکه رضایت نسبی مخاطبان را کسب کرده و جایگاه مراکز را در نظر مخاطبان افزایش داده ولی مگر درصد پوشش شبکه شما در سپهر رسانه ای چقدر است؟! یا چند تولید فاخر، اثرگذار، تخصصی، مستند و انیمیشن از مراکز در شبکه های سراسری پخش شده؟ آیا در میزان هزینه کرد بودجه با تولیدات مراکز نسبت منطقی برقرار بوده است که با تبدیل « مراکز» به «سازمان» دراستانها نسبت منطقی آن بیشتر از این نشود؟

تحقیقاً مشکل اساسی و اصلی مراکز منتج از وضعیت ساختاری آنهاست که در سال های گذشته از "سازمان مادر" به مراکز تحمیل شده و نقش مدیرکل مرکز را به مدیر انتقال گیرنده و معاونت های او را به انتقال گیرنده دست سوم با تغییرات سلیقه ای و سپس به عوامل تولیدات به صورت انتقال ناقص تبدیل کرده است.

پس اگر قرار است در "عصر ژئومدیا" شبکه های استانی در تصمیم گیریهای مهم داخلی، منطقه ای و جهانی،  تاثیر گذار باشند باید بازنگری در تدوین ماموریت شبکه های استانی صورت گیرد .

از آنجایی که توانمندی و کار آمدی نیروها وجایگاه مراکز متفاوت است، "درجه بندی مراکز" می تواند یکی از مزیت های رقابتی باشد. آنچه دولت در برخی استانها برای حفظ اهمیت تعدادی شهرستانهای مهم استان ها انجام داده، ایجاد فرمانداری ویژه است که فرماندار معاون استاندار می باشد .

 مدل سازی از این شیوه و بجای تبدیل همه مراکز به سازمان های استانی، ارتقاء برخی از مدیران مراکز مهم به مدیران کل ویژه و در حد معاون سازمان بر اساس عملکرد و تولیدات فاخر آن مرکز و تفویض اختیار در جذب نیرو ، جذب منابع مالی و بودجه و ... ، می تواند از مزیت های رقابتی و مزیت کلیدی شدن مراکز شود وهمچنین یکی از کارکردهای جشنواره تولیدات مراکز نیز می تواند اینگونه تعریف شود تا مراکز بتوانند برای توسعه کیفی تولیدات فرهنگی هنری فاخر در قالب های مختلف فیلم ، سریال ، انیمیشن، مستند، موسیقی با یکدیگر بهتر به رقابت بپردازند .                                 

 سید موسی خادم

 مرکز خراسان رضوی